77حاوى نكاتى ريزتر است. اين كتاب با تحقيق عبدالملك بن عبداللّٰه بن دهيش، در سال 1407 با عنوان «اخبار مكة فى قديم الدهر و حديثه» چاپ شده است.
مفضل بن محمد جَنَدى (م 308) كتابى با عنوان «فضائل مكه» نگاشت كه در قياسِ كتاب ازرقى و فاكهى است و تنها قطعۀ كوچكى از آن در دار الكتب الظاهريه (ش 1121) باقى مانده و در آثارى مانند «العقد الثمين» از آن استفاده شده است.
ابوسعيد احمد بن محمد مكى (م 340) اثرى با عنوان «اخبار مكه» نگاشته كه از آن در كتاب «المعجم» خويش كه در ذكر مشايخش مىباشد ياد كرده، اما اثرى از آن بر جاى نمانده است.
ابو الحسن محمد بن نافع بن احمد (زنده در 350) يادداشتهايى به عنوان حاشيه بر «اخبار مكۀ» ازرقى در بخش مربوط به دارالندوه و باب ابراهيم داشته است. وى كتابى با عنوان «فضائل الكعبه» نوشته كه ياقوت حموى مطلبى از آن ذيل مدخل «بلدة» نقل كرده است.
محمد بن حسين بن عبد اللّٰه الاجرىّ (م 525) كتابى با عنوان «اخبار مكه» داشته كه ابن فرحون در كتاب «الديباج المذهّب» از آن ياد كرده و فاسى در «العقد الثمين» آن را تلخيص كتاب ازرقى دانسته است.
احمد بن على بن ابى بكر بن عيسى عبدرى (م 678) كه در اصل اندلسى است، كتابى با عنوان «تعاليق فى تاريخ مكه» داشته كه فاسى در «العقد الثمين» از آن ياد كرده است. مقدارى از نصوص آن در كتاب ياد شده و نيز «شفاءالغرام» هست كه صفحات آن را استاد الهَيْله در كتاب «التاريخ و المؤرخون بمكة» صص 48 - 49 آورده است.
عبدالصمد بن عبدالوهاب دمشقى (م 686) كتابى با عنوان «جزء فى جبل حراء» داشته كه تنها زركلى در «الاعلام» از آن ياد كرده است.
احمد بن عبداللّٰه بن محمد بن ابىبكر محب الدين طبرى شافعى (م 694) كتابى با عنوان «استقصاء البيان فى مسألة الشاذروان» داشته كه نسخهاى از آن بر جاى مانده است. نيز كتابهايى با عنوان