92آن را تصديق كند. يهود هنگام آمدن به يثرب در اوج قدرت و برترى بودند،46 اما عرب در دورۀ جاهليت خود هيچ حكومت يا ميراث دينى نداشتند كه بتوان گفت اسامى خود را بر يهود تحميل كردند؛47 مانند وضعى كه بعدها، هم در مورد يهود و هم ديگر قبايل و شهرهاى مفتوحه اتفاق افتاد.48
گفتهاند زبان عبرى در نامهاى محلهايى از حجاز كه يهود بر آن وارد شدند، تأثير جدّى و آشكار گذاشته است. به عنوان مثال «وادى بطحان» در مدينه كه معناى عبرى آن «اعتماد» است و نيز «وادى مهزور» در مدينه به معناى «نهر آب» است همچنين كلمۀ «أريس» در زبان عبرى و آرامى، به كشاورز كشتكار اطلاق مىشود و «چاه رومه» كه عثمان بن عفان آن را از يك يهودى خريد به معناى چاه «بالاى دره» است.49 و اين، بر بعضى آثار لغوى يهودى قديم در حجاز تأكيد دارد كه بر مناطقى از آن فرود آمدند و همين دليلى است بر سخن ذكر شده از تأثير بيگانگان در سرزمينى كه در آن ساكن شدند.
از مطالبى كه بر عرب بودن بنىنضير و بنىقريظه دلالت دارد، سخن سمهودى است. وى مىنويسد: بنىقريظه بر اين باور بودند كه از نسل شعيب پيامبرند و شعيب از جذام بوده است.50 پس اگر اين مطلب درست باشد شكى در عرب بودن آنها باقى نمىماند.
به نظر مىرسد كه يهود بنىقريظه و بنىنضير و ديگران در هجرت به مدينه پيشگام بودند. در اينباره سمهودى عقيده دارد: زمانى كه روميان بر شاميان غلبه كردند، بنىقريظه و بنىنضير و بنىهدل از شام به قصد كسانى از بنىاسرائيل كه در حجاز بودند فرار كردند.51 بنىهدل كه عموزادههاى قريظه و نضير هستند، از آنها نيستند؛ زيرا نسب بنىاسرائيل بالاتر از آنهاست.52
تاريخ به وجود بنىجذام در شام و حسمىٰ53 اشاره مىكند و مىنويسد كه آنها مقام عالى و رهبرى ميان عربِ شام داشتند54 و بيشترشان مسيحى بودند.55
مسيحيت دين رسمى دولت روم بود و گردن نهادن بنىجذام به دين مسيحيت، حاكى از فرمانبردارى ايشان از دولت روم بود.56 همچنانكه مىبينيم كارى كه بيانگر سرپيچى و خروج آنان عليه دين رسمى باشد، از آنان سرنزد.57
آنچه كه بر عرب بودن بنىقريظه و بنىنضير دلالت مىكند، پايبند نبودن آنها