88تبديل به دال شده منسوبند. پس هنگامى كه يهود با الف و لام گفته مىشود هر دو جنبۀ نسب و دين - يهوديت - محتمل است.
اما نسب، بنابرگفتۀ آنها منظور بندهاى در ميان بندگان است و از دين همانند زرتشتى و مسيحى مقصود اين است كه آن صفتى است نه اين كه منسوب به پدرى باشند» .8
هدف ما از گزيدن اين موضوع از كلمۀ يهود، زمينهسازى براى بحث درباره اصل يهود در مدينه است و اينكه آيا نسب آنها از بنىاسرائيل است يا از عربهاى يهودى شده؟
و گمان نداريم كه رسيدن به حكم قطعى از حقيقت و سابقۀ وجود آنها در مدينه آسان باشد؛ زيرا اين بحث به مطلبى برمىگردد كه متون تاريخى گفتگو دربارۀ آن را آشكارا رها كردهاند.9 با اين همه، اين امر موجب نمىشود كه اشارهاى هرچند كوتاه، به اختلاف منابع دربارۀ اصل يهود و آمدنشان به يثرب نداشته باشيم. تعدادى از مورّخان معاصر تصور كردهاند هنگامى كه نبونيد به تيماء آمد، يهود همگى در سپاه او بودند و در آنجا و ديگر نواحى حجاز ساكن شدند تا به يثرب رسيدند.10
با آگاهى به اينكه در اخبار مدوّن نبونيد، اشارهاى به وجود يهود در سپاهش يا سكونت آنها در اين سرزمين نشدهاست.11 اگر اين روايت درست باشد، مىشود چنين توجيه كرد كه شايد تعداد آنها اندك بوده و يا در سپاه او نقش مهمى نداشتهاند.
مورّخان مىنويسند: تعدادى نوشتۀ نبطى در حجر و ديگر نواحى سرزمين نبط يافت شده، كه اسامى عبرى وارد شده در آنها، اشاره به اين مطلب دارد كه صاحبانشان از يهود بودهاند.12 بعضى از اين نوشتهها، به قرن اوّل ميلادى تا سال 307 ميلادى مربوط است.13
مسلم است سبب وجود پناهندگان يهودى در سرزمين عرب، طبيعى مىنمايد كه گروهى از ساكنان فلسطين، در حدود قرن اول ميلادى، به ارتفاعات حجاز و نيز به يثرب روى آورده و بعد از حاكميت روم بر سرزمين شام و يورش آنان بر عبرانيان، به عموزادههايشان پناهنده شده باشند؛ زيرا كه اين سرزمين از متصرفات روم دور بوده است.14 از سوى ديگر بىشك يهوديان، بر عربهاى ساكن در شرق مرز عربى به ديدۀ نسل اسماعيل و ابراهيم و به نگاه خويشاوند مىنگريستند و اميدوار بودند كه آنان دين ابراهيم، جد عرب و يهود را بپذيرند.15