45واجب است، ليكن احكام عمرۀ مفرده را بيان مىكند و از اين گذشته با تتبّع در روايات دور نيست ادعا شود كه عمرۀ مطلق، در روايات نيز به معناى عمره مفرده است. جهت روشن شدن مطلب به روايات ابواب العمره، به ويژه باب1، 3 و 6 مراجعه شود.
بنابراين مقصود فقها از وجوب عمره، بىشك عمرۀ مفرده است. دستكم قدر متيقّن آن عمرۀ مفرده است. از اينرو هرجا بر عنوان «عمره» حكمى بار شود، قدر متيقّن آن عمرۀ مفرده است.
3 - برخى از فقها بر وجوب عمره تصريح كردهاند.
و برخى از فقها مانند شيخ طوسى و محقق حلّى در شرايع فرمودهاند كه:
«عمرۀ تمتّع مجزى از وجوب عمرۀ مفرده است.»
از اين عبارت استفاده مىشود كه عمرۀ مفرده بر همه، حتى كسانى كه دور از مكهاند واجب است، وليكن عمرۀ تمتع مجزى از آن است، در غير اين صورت اجزاى عمرۀ تمتع كه وظيفۀ اشخاص دور از مكه است، معنا نخواهد داشت.
بنابراين، فقها يا با تصريح و يا به كنايه وجوب عمرۀ مفرده را بيان كردهاند و برخى نيز مسأله را در كتابهايشان عنوان نكردهاند.
2 - عمره و احكام پنجگانه
پيش از آغاز در بحث اصلى، مناسب است رابطۀ عمرۀ مفرده را، طبق احكام پنجگانۀ:
«وجوب» ، «حرمت» ، «استحباب» ، «كراهت» و «اباحه» بيان كنيم؛ زيرا: عمره، همانند حج، موضوع احكام گوناگون واقع مىشود، چون گاهى:
1 - عمره واجب است به گونۀ وجوب اصلى بنابر نظريۀ كسانى كه عمرۀ مفرده را مستقلاً واجب مىدانند؛ مانند شخصى كه نسبت به عمره استطاعت دارد ولى نسبت به حج استطاعت ندارد. و يا مانند وجوب عمره بر اشخاص نزديك مكه (حاضر) هستند.
2 - عمره واجب است به گونۀ وجوب عرضى؛ مانند اين كه شخصى اجير گردد براى انجام عمره و يا با نذر عمره را واجب كند. 13 - عمره مستحب است؛ مانند عمرۀ مفرده پس از انجام حج واجب.
4 - عمره نه واجب است و نه مستحب، بلكه نامشروع و يا مكروه است؛ 2مانند عمرۀ