35خشوع و تذلّل، ياد محشر را تداعى مىكند. با ذكر و خشيّت خداوندى دمساز مىشود و در راه انجام رسالت خويش و سپرد ن ميراث معنوى اسلام به نسلها و عصرهاى آينده و گسترش آن به صحنۀ گيتى قرار و آرام به خود راه نمىدهد هر چند حج به حسب ظاهر در زمان و مكانى خاص انجام مىشود اما در حقيقت جلوهاى است كه حيات ايمانى انسان را در كلّ هستى به نمايش مىگذارد و اعترافى است كه بندگى خدا را تا آخرين لحظههاى حيات به تصوير مىكشد.
حج، سازندۀ تاريخ
يكى از ابعاد ويژۀ حج اين است كه به يك طرح بزرگ الهى وابسته است. طرحى كه از دوران ابراهيم بينان نهاده شد و با بعثت محمد صلى الله عليه و آله تكميل گرديد و مناسك حج مراحل اين طرح الهى است كه حج كننده به صورت رمز آن را تكرار مىكند. حج گزار از وطن خود بار سفر به سوى حجاز مىبندد؛ آنگونه كه ابراهيم از عراق راهى حجاز شد. حاجى از لباسهاى معمولى هنگام احرام خارج مىشود و دو قطعه پارچۀ ساده در بر مىكند؛ همانند لباسهايى كه ابراهيم و اسماعيل در بر مىكردند و چون به مكه مىرسد و به طواف خانه مىپردازد به ابراهيم و اسماعيل تأسى مىكند و عهد و ميثاق الهى را مورد تأكيد قرار مىدهد و چون ميان صفا و مروه هفت بار سعى مىكند، عهد سعى هاجر را ميان اين دو كوه ياد مىآورد كه در آن صحراى سوزان در طلب آب بود و چون به منا مىرود و قربانى مىكند، به صورت رمز، قربانى كردن ابراهيم عليه السلام را تجديد مىنمايد كه براى ذبح فرزندش آماده شد و خداوند گوسفندى از بهشت براى وى فرا فرستاد و چون عازم جمرات مىشود تا شيطان را رمى كند، عمل اسماعيل را تكرار مىكند كه شيطان را رمى كرد؛ آنگاه كه در پى اِغوا و گمراه ساختن او بود. و آنگاه كه همۀ حاجيان در عرصۀ عرفات اجتماع مىكنند و آخرين لبيكهاى خود را بر زبان مىرانند، در آن منطقه باز و گسترده با خداى خود به صورت جمعى عهد مىبندند كه در حيات اجتماعى و گروهى به يارى هم بشتابند و در جهت آرمانهاى مشترك اسلامى، همگام باشند و به راه و روش صالحانى تأسى جويند كه حج تذكارى از خاطرات معنوى آنهاست.
قرآن مناسك حج را «شعائر» ناميده؛ يعنى «نشانهها» اين شعائر عبارتند از آنچه ابراهيم و خاندانش در راستاى پياده كردن آن طرح الهى، كه بدان اشارت رفت، عمل كردند و حجگزار