21درك آلهه و در خواست رضاى آلهه بدان دچار آمده بودند.
- پديد آمدن اين تفكر در جامعه كه بايد معبودان خود را از سخت دلى و تشفى و نياز به پيشكش كردن قربانى از انسانها منزه دانسته و بىنيازى آنها از جهان و آنچه در جهان است را دربارۀ آنها باور دارند.
- گسترش علوم و شرايع آسمانى و كتب مقدس.
همۀ اين عوامل دست به دست هم دادند تا به حيات انسانها و جان آنها احترام گذارند. و به اين چهرۀ توحش در امر قربانى خاتمه داده و اشكال ديگرى از قربانى را جايگزين آن سازد كه از خلق و خوى صحيح بيگانه نيست و با مقتضيات يك زندگانى توأم با آبادانى و حيات مطبوع انسانها ناسازگار نباشد.
مآلاً قربانيهايى پديد آمد كه به جاى انسانها، جانورانى از قبيل گاو و گوسفند و بز و انواع پرندگان را قربانى مىكردند.
انواع ديگرى از قربانيها نيز ظهور كرد كه مستلزم ريختن خون نبوده است؛ مانند: تقرب به وسيله گياهانى چون گندم و خوشۀ دانهها و آرد مخلوط به روغن و نيز تقرب به وسيلۀ چيزهايى كه از محصول گياهان از قبيل نان و خمير وامثال آنها فراهم مىآمد.
ظهور دورۀ زراعت و كشاورزى در ايجاد اين تطوّر، آثار قابل توجهى به جاى نهاد. زراعت، بسيارى شؤون اخلاقى و طبيعت و مزاج روحى انسانها را تهذيب كرد و از رهگذر آن خوراكيهاى گياهى و نباتى از نظر كميت رو به ازدياد نهاد و از مصرف گوشت كاسته شد و حالت توحش از ميان رفت و مزاج روحى آدميان اعتدال يافت و طبع سركش و توسن انسان رام و آرام گشت و احساساتش داراى رقت و ظرافت شد و در نتيجه، سازمان ديگرى كه به انسانيت نزديك بود و با مقتضياتِ زندگانىِ معقول و عمران و آبادانى متناسبتر بود جاى بسيارى از سنتهاى خونين و عقايد آميخته با توحش را اشغال كرد. لذا قربانى كردن انسانها و يا جانوران تدريجاً - پس از ظهور دورۀ كشاورزى - رو به كاهش نهاد و به جاى قربانى كردن آنها از رهگذر گياهانى كه از خوشه غلّهها و نان خمير و جز آنها تشكيل مىشد، در تقرب خويش بهره مىجستند.
بدينسان نوع عجيبى از قربانى پديد آمد كه عبارت از قربانى اَشكال و مجسمهها و يا قربانى سمبليك بوده است؛ مانند قربانى كردن مجسمهها و تصويرها - كه اين نوع عبادت و