20قربانىهاى خاصى را در نظر گيرند، گاهى دختران و احياناً كودكان و زمانى جوانان و به هنگامى سالخوردگان را به خاطر اين كه قربانى انجام گيرد سر مىبريدند و يا از طرف ديگر موجبات مرگ آنها را فراهم مىكردند. با تحقيق و بررسى اين حالات ميان امتهاى مختلف و مراحل گوناگون زندگانى آنان به اين نتيجه مىرسيم كه عمدۀ قربانيها - كه عبارت از انسانها بودهاند - دو گروه ديگر را تشكيل مىدادند: اطفال؛ اعم از پسر يا دختر و به ويژه نخستين فرزندى كه از آنها به دنيا مىآمد و گروه ديگر عبارت از دختران باكره بودهاند.
با استفاده از تاريخ اين نتيجه نيز به دست مىآيد كه اكثر قربانيها - گذشته از دو گروه ياد شده - متشكل از اسراى جنگى و بردگان و گناهكاران بودهاند و به لحاظ كثرت - از نظر قربانى - اين گروه در نوبت دوم قرار داشتهاند. با توجه به اين نكته كه در حالاتى نه چندان اندك و كوتاه قربانيها عبارت از طبقات بالا و ممتاز بوده اند؛ بسيار اتفاق افتاده كه ملتهايى پادشاهان خود را براى معبودان خود قربانى مىكردند.
اگر مقدارى بيشتر تاريخ را بكاويم مىبينيم مناسباتى كه موجب قربانيهايى اين چنين مىگشت فراوان روى مىداد، و مكرر جلب نظر مىكرد و جلوگيرى از قربانى - آنگاه كه موجبات آن وجود داشت - از نگاه اين اديان خرافى، كار بسيار زشت و خطرناك و گناهى نابخشودنى به شمار مىرفت و از نظر آنها آسمان از هم شكافته مىشد! ، و خشم آلهه را بر مىانگيخت و عذاب و كيفر اين آلهه همۀ افراد جامعهاى را كه در امر قربانى كوتاهى مىكردند دامنگير مىشد.
وقتى همۀ اين جريانها را در نظر گيريم به آسانى باز مىيابيم كه اين نوع پرستش در كهنترين شكل خود چگونه بر گزار مىشد كه بايد آن را عامل بزهكاريها و نابوديها و منشأ مصايب و آلام و آسيبها و نگون بختيها به حساب آورد. دليل بر اين فاجعه در تاريخ زندگانى انسان، همين بس كه قبائل آزتك « seuqetzA » به تنهايى - كه ساكنان اصلى سرزمينهاى مكزيك بودهاند - تا زمانى نه چندان دور قربانيهايى را پيشكش مىكردند كه شمار آنها به حدود پنجهزار نفر در سال مىرسيد.
عواملى از چنين فجايع هول انگيز پيشگيرى كرد كه نمونههايى چند از آنها را ياد مىكنيم:
- پيشرفت انديشۀ دينى و گسترش آن.
- اصلاح اشتباهات و پيرايش از خطاهايى كه در تفكر دينى در مراحل ابتداى آن راجع به