19قربانى توأم بوده است. چنانكه قربانى در شريعت و آيين يهود و مسيحيت و نيز مسلمين وجود دارد. ما در اين شعار در ساده ترين مظاهر تدين و پريشان ترين نمودهاى ديندارى در تاريخ اطلاع داريم. چنانكه مىدانيم شعار قربانى در پيشرفتهترين و دقيقترين و استوارترين اشكال و صور تديّن وجود دارد. بهترين دليل بر قدمت اين شعار و گسترش آن، همۀ صحف و كتب آسمانى پيشين است كه مسأله قربانى در آنها جلب نظر مىكند. گويا مسألۀ قربانى با فطرت بشر و سرنوشت او عجين بوده و اين شعار فطرى را در طول تاريخ نگاهبانى مىكرده است. علاوه بر اينها قرآن كريم يكى از اشكال و صور قربانى را براى ما تصوير مىكند كه عملاً همزمان با آدم ابوالبشر عليه السلام روى داده است، آنجا كه مىفرمايد:
وَاتلُ عَلَيْهِمْ نَبَأ ابنَي آدم إذْ قرَّبا قُرباناً فَتُقُبِّلَ مِنْ أحدِهِما وَلَمْ يُتَقَبَّلَ مِنَ الآخر، قال لأقْتُلَنَّكَ، قالَ إنّما يَتَقَبَّلُ اللّٰهُ مِنَ المُتَّقيٖن
1
«و داستان دو فرزند آدم (هابيل و قابيل) را بر آنها بخوان، آنگاه كه قربانى كردند و اين قربانى از يكى از آن دو قبول (پيشگاه الهى) واقع شد و از آن ديگرى قبول نشد.
(قابيل به هابيل) گفت: قطعاً تو را (چون كه قربانى تو مقبول افتاد) مىكشم. هابيل گفت: خدا قربانى را از كسانى كه پرهيز كارند و از خدا پروا مىكنند مىپذيرد.»
اين عبادت خونين و خون رنگ، مصايب و آسيبهاى هولناك فراوانى را در طول تاريخ پديد آورد، چه بسيار مادران فرزند از دست داده و كودكان بى سر پرست و يتيم و زنانى بى همسر را باعث گشت و نيز چه بسيار افراد بىگناهى كه در راه قربانى، طعمۀ آتش و يا ماهيان دريا شدند و نيز فراوانند در تاريخ، پدرانى كه فرزندان خود را از رهگذر قربانى به آلهه پيشكش كردهاند و با دست خود، جان فرزندان خود را ربودند و همچنين شمار زيادى از افراد در طول تاريخ بشريت حتى فرزندان خويش را زنده به گور كرده و يا آنها را براى رضاى معبود خويش به دريا و غرق شدن در آن وا مىسپردند، و قربانيهاى خرافى، بسيارى از شهرها را به ويرانى كشانده و ملتهايى را به نابودى سوق داده است.
اين غايلههاى سوء از آن رو بوده است كه قربانى در كهنترين اشكال و صور خود و در ميان گروههاى بزرگى از اقوام بدوى و متمدن، انسانها را - بر حسب اختلاف امتها و اديان و اثر پذيرى از اوضاع و احوال و عوامل و اسبابى كه بر محيط آنان حاكم بود و آنان را به قربانى فرا مىخواند - در اين رهگذر فدا مىكردند. منتهى محيط حاكم، آنها را بر آن مىداشت كه