18است؛ چنانكه نبىّ گرامى صلى الله عليه و آله فرمود: «الحجّ عرفة» - برمىفرازيد، خداى را در مشعر الحرام ياد كنيد؛ يعنى: جمال حق را در جايگاه سرّ روحى كه «خفى» نام دارد شهود كنيد؛ چرا كه ذكر در اين پايگاه عبارت است از شهود و مشعر نيز به عنوان جايگاه شعور، احساسِ جمال و زيبايى، محرَّم است و نامحرم را سزا نيست كه بدان نايل گردد. 1از شعور و شهود در مشعر تا دستيابى به مُنا در مِنا:
روز دهم ذىالحجه، خدا آشنايان در عرفه و شاهدان جمال حق در مشعر بايد پس از طلوع آفتاب در منا درآيند و وقوفى ديگر را در مدتى درازتر در آن آغاز كنند. در اينجا صرف وقوف و درنگ و انديشيدن كافى نيست؛ بلكه بايد حاجيان دست به كار گردند و آرزوهاى بلند خود را با خدا در ميان گذارند. جبرائيل نزد ابراهيم در اين جايگاه؛ يعنى «منا» آمد و به او گفت:
«تَمُنَّ عَلىٰ رَبِّكَ ما شِئتَ، فَتَمنّى إبراهِيمَ في نَفسِهِ أنْ يَجْعَلَ اللّٰهُ مَكانَ ابنِهِ إسماعٖيلَ كَبْشاً يَأمُرُهُ يَذبحه فِداءً لَهُ؛ فَأَعطي مُناه» . 2
«از پروردگارت آنچه را مىخواهى آرزو كن. ابراهيم پيش خود آرزو كرد خدا به جاى فرزندش اسماعيل گوسفندى را مقرر كند تا به او فرمان دهد آن را به منظور بازخريد اسماعيل قربانى كند و ابراهيم به اين آرزوى خود رسيد و آن را بدو اعطا كرد.»
تضحيّه و قربانى
گذرى بر تاريخچۀ قربانى در جوامع بشرى:
انديشۀ تقرب به معبود از رهگذر تقديم قربانيها و وسيله قرار دادن آن براى خواستههاى جهان خاكى و بر طرف ساختن حوادث سهمگين و توسل به آن، براى جلب منافع و دفع و پيشگيرى از آسيبها و زيانهاى فردى و اجتماعى، همراه با آفرينش انسان و همزبان با آن بوده و همواره در مراحل مختلف تفكر دينى، ملازم انسان به شمار مىرفت و تا وقتى عقايد و عبادات بر سر پاست استمرار دارد. هيچ دينى از اديان، فاقد چنين شعارى نبوده و زندگانى هيچ ملتى بدون چنين شعارى در طول تاريخ به چشم نمىخورد. عبادت توتميسمها و مجوس و بت پرستان و صابئين و مانوىها و ستاره پرستان و گروههايى كه جانورانى را مىپرستند، با