17اين نقطه به سوى شيطان پيش رانند و از اين رهگذر از فاصلۀ خويش باخدا بكاهند و آماده گردند تا سدّى ميان آنها و خداوندگار مهربان آنها جدايى برقرار ساخته و اين سد را با رمى در جمرات در هم فرو ريزند.
«مزدلفه» از اين رهگذر جايگاه تقرب به خدا و چنانكه اشارت رفت نقطۀ صعود و پرواز به سوى ملأ اعلا مىباشد و سرانجام به شعورى بارور مىشود كه دوست و دشمن خود را شناسايى كرده و آماده شود تا دشمن را از سر راه قرب به پروردگارش طرد كند.
در اين پايگاه درك و شعورى در واقفان به هم مىرسد كه در همۀ مواقف چه پيش از مشعر و چه پس از آن بدان هشدار داده شد كه ميان هيچيك از آنها با ديگرى فرق و امتيازى نيست؛ چرا كه در اينجا درست احساس مىكند كه مال و ثروت و لباس فاخر و خَدَم و حَشَم و هيچ عامل امتياز آفرينى جز شمارى سنگريزهها در اختيار ندارد و صرفاً در صدد آن است كه در نبرد با شيطان و هوسها، از ديگران پيشتاز باشد و وقوف در مشعر را به ويژه بايد مانند ساير مناسك، شعارى شعور آفرين دانست. براى كسب اين شعور بايد در ردۀ همۀ اقوام قرار گرفت؛ چرا كه قبلاً به خاطر اين كه با افكار جاهلى امتيازى در خود احساس مىكردند، در ضلالت و گمراهى و فقدان شعور لازم به سر مىبردند و با راه بردن با ديگران از عرفات بدين نقطه، بايد اين شعور واحساس در آنها پديد آيد كه ميان آنها و ديگران هيچ امتيازى جز تقوا نمىتواند حاكم باشد؛ تقوايى كه عامل اساسى ازدلاف و قرب به حضرت بارى تعالى است و در اينجا است كه تساوى خود با ديگران را بايد كاملاً درك كند. قشيرى مىگويد:
در آيۀ «ثمّ أفيضوا من حيث أفاض النّاس. . .» اشاره به اين است كه تو خود را به چيزهايى از قبيل شكل ظاهرى و پوشاك و يا مزاياى ديگر كه ميان تو و ديگران تفاوت بر قرار مىسازد، شناسايى نكنى؛ بلكه خود را به سان يكى از آحاد بشناسى. اگر به ذهن تو خطور كند كه كارى انجام دادى و يا به تو يا براى تو يا با تو چيزى است، از خدا گذشت و آمرزش را در خواست كن و به باز سازى ايمان خود بپرداز كه چنين پندارى شركى خفى است كه با جان و روح تو عجين گشته است. 1چنانكه ملا عبدالرزاق كاشانى طى تفسير آيۀ: «فاذا أفضتم من عرفات فاذكروا اللّٰه عند المشعر الحرام. . .» مىگويد:
«وقتى كه خود را از مقام معرفتِ تامهاى - كه مرزِ نهايى مناسك حج و اساس و مرجع آن