50براى استوارى و سامان بخشيدن به كار مردم قرار داد؛ و همچنين ماه حرام، و قربانيهاى بىنشان و قربانيهاى نشان دار را؛ اين گونه احكام (حساب شده و دقيق) به خاطر آن است كه بدانيد خداوند آنچه در آسمانها و آنچه در زمين است مىداند خدا به هر چيزى داناست.»
در آيۀ فوق «الشهر الحرام والهدي والقلائد» عطف بر «الكعبه» و درحقيقت آنها نيز مفعول اول براى «جعل» مىباشند و مفعول دوم آن؛ يعنى «قياماً للناس» به قرينۀ ما قبل حذف شده و در حقيقت آيه قربانىهاى بىنشان و بانشان حج را به عنوان قيام و قوام زندگى انسانها معرفى كرده و از جهت «قياماً للناس» بودن در رديف كعبه قرار داده است و در قسمت دوم آيه فرمان به ذبح قربانى را، فرمانى برخاسته از علم گستردۀ خداوند معرفى كرده كه نشان دهندۀ اسرار و حكمتهايى است كه در اين تكليف الهى نهفته است.
ب: روايات
روايات فراوانى دلالت بر مصرف قربانى و كيفيت مصرف آن دارد كه چند نمونه از آن را مىآوريم:
1 - «عن معاوية بن عمّار، عن أبي عبداللّٰه - ع - قال: إذا ذبحتَ أو نحرتَ فكل وأطعم كما قال اللّٰه: «فكلوا منها واطعموا القانع والمعترّ» فقال القانع الذي يقنع بما أعطيته والمعتر الذي يعتريك والسائل الذي يسألك في يديه، والبائس الفقير» . 12 - «عن عبدالرحمن بن أبي عبداللّٰه، عن أبي عبداللّٰه - ع - في قول اللّٰه - جلّ ثنائه - «فإذا وجبت جنوبها» قال إذا وقعت على الأرض فكلوا منها واطعموا القانع والمعترّ. . .» . 23 - «محمّد بن على بن الحسين قال، قال رسول اللّٰه - ص - انّما جعل اللّٰه هذا الأضحى لتشبع مساكينهم من اللّحم فاطعموهم» . 3شايان ذكر است كه منظور آن دسته از فقيهان كه تقسيم گوشت قربانى را به سه قسمت مستحب مىدانند، اين است كه شخص نسبت به تثليث گوشت قربانى تكليف وجوبى ندارد، نه اين كه نسبت به اصل مصرف گوشت قربانى تكليفى نداشته باشد و مجاز باشد در اين امر اسراف كند، بلكه ظاهر آيات و روايات باب دبح اين است كه خوراندن قربانى به فقيرانمستمندان لازم است. و به فرض كه ادلّۀ اين باب دلالت بر وجوب مصرف نكند، ادلّۀ حرمت اسراف و تبذير شامل مورد مىشود و دلالت مىكند بر حرمت دور انداختنبىمصرف گذاشتن گوشت قربانى.
وقتى به مصرف نرساندن گوشت قربانى