91وجود داشت كه به حرّه شرقى متصل مىشد تا اين كه در حوالى سال 1373ه. شهردارى مدينه با برداشتن ديوارها، اين بخش و كوچه را به بقيع منضم ساخت و مساحت بقيع العمات كه اضافه شده، 3494 متر مربع مىباشد. 12 - قبر صفيه پس از قرن دهم داراى گنبد بوده است
به طورىكه پيش از اين تصريح سمهودى را ملاحظه كرديد تا زمان وى؛ يعنى اوائل قرن دهم، قبر صفيه گنبدى نداشته است ليكن از گفتار سيد اسماعيل مرندى برمىآيد كه در زمان او؛ يعنى اواسط قرن سيزدهم، اين قبر داراى گنبد بوده گرچه تاريخ دقيق بناى آن روشن نيست. و طبق گفتار رفعت پاشا (كه نقل خواهيم نمود) اين گنبد در آخرين سال زيارت او (1325ه. ق.) و يكصد و هفتاد و پنج سال پس از ديدار مرندى همچنان پابرجا بوده است.
3 - «بقيع العمه» نه «بقيع العمات!»
در اين محل تنها يكى از عمههاى رسول خدا - ص - يعنى صفيه مدفون است و در منابع ياد شده نيز سخن از قبر صفيه بود و بس وبقيع العمات اصطلاحى است كه بعدها در افواه مردم رايج شده و شايد علّت آن، دفن شدن فرد ديگرى در كنار قبر صفيه بوده و اين تعدد، اين توهم را به وجود آورده است كه آن دو قبر متعلق به دو عمۀ پيامبر - ص - صفيه و عاتكه مىباشد ليكن همانگونه كه ملاحظه فرموديد تا نيمۀ قرن سيزدهم، هيچ يك از نويسندگان، نه از عاتكه ياد كردهاند و نه تعبير بقيع العمات را آوردهاند و اين خود حاكى از آنست كه قبر دوّم متعلق به هر كسى كه باشد، پس از اين تاريخ به وجود آمده و بقيع به تدريج در السنه و زبان مردم به «بقيع العمات» معروف گشته است و با گذشت زمان به بعضى از كتابها و سفرنامهها، كه جديداً نوشته شده، راه يافته است. در صورتى كه هيچ منبع تاريخى و مبناى صحيح علمى ندارد؛ مثلاً رفعت پاشا (1325ه. ق.) در معرفى گنبدهاى بقيع و اطراف آن، مىگويد:
«والّتي على يمين البرجين لعاتكة وصفية عمّتي الرسول - ص -» 2
«گنبدى كه در سمت راست دوبرج قرار گرفته، به عاتكه و صفيه، عمههاى رسول خدا تعلّق دارد.
و همچنين بيست و هفت سال قبل از وى، حسام السلطنه در سفرنامهاش از