85آنها به سوى خانه پيامبر رفتند.
ديدند پيامبر جلوى درب مسجد ايستاده است. در اين هنگام رو به آنها گفت: رو سفيد شديد.
و آنها در پاسخ گفتند: روى شما سفيد باد اى رسول خدا.
پيامبر حمد و شكر خداى را بجا آورد.
حارث را به نزد پيامبر آوردند.
پيامبر با دستان مبارك خود زخم پاى او را نوازش كرد، جراحت از آن رفع شد.
فردا خبر قتل كعب به آنى در همه جا پيچيد.
وحشت عجيبى به يهوديان دست داد. عدهاى از بزرگان آنها حضور پيامبر آمدند كه:
اى محمد، ديشب كعب بدون گناه كشته شده، او يكى از بزرگان ما بود.
پيامبر در پاسخ آنها فرمود:
اگر كعب مثل بقيه زندگى مىكرد، كسى با او كارى نداشت، اما از او آزار بسيارى به ما رسيد. او در شعرهاى خود به ما اهانت مىكرد و با دشمنان ما همكارى داشت.
از امروز به بعد هركدام از شما چنين روشى داشته باشد سروكارش با شمشيراست. 1پى نوشتها: