113سفر كنند. بدين ترتيب اين دو دسته احاديث، شامل تمام راههايى مىشود كه در زمان پيامبر اسلام يا در قرون بعدى تا زمان ما، از يمن به مكه منتهى مىشده ومىشود.
يلملم از نظر فقه
فقهاى ما به استناد احاديثى كه گذشت و امثال آنها، به ميقات بودن يلملم و صحت احرام از آن جا فتوا دادهاند و در اين باره در ميان آنها اختلافى نيست عبارتهاى فقها در اين باره، برخى مطلق و برخى مقيد است؛ اينك نمونههايى از فتاوا:
در كتاب «المقنعه» و «الهدايه» تأليف صدوق و در «نهايه» و «الجمل» تأليف شيخ طوسى و در «شرايع» تأليف محقق آمده است: ميقات اهل يمن يلملم است. يلملم، هم ميقات اهل يمن و هم ميقات حجاجى است كه از راه آنها عبور مىكنند.
همچنين در «الجمل» تأليف سيد مرتضى و «الكافى» تأليف ابن الصلاح و «المراسم» تأليف سلّار و «الجامع» تأليف ابن سعيد آمده است: ميقات اهل يمن يلملم است.
در «الإصباح» صهرشتى و «الغنيه» تأليف ابن زهره آمده است: ميقات كسانى كه از راه يمن عازم حج مىشوند، يلملم است.
ابن برّاج در «المهذب» مىگويد:
يلملم ميقات اهل يمن و ميقات كسانى است كه از راه آنها عازم حج مىشوند.
ابن ادريس در «سرائر» مىگويد:
[ پيامبر اسلام ] براى اهل يمن كوهى را ميقات قرار داد كه يلملم يا لملم ناميده مىشود.
ابن ابى الفضل در «الإشاره» مىگويد: . . . يا يلملم كه به يمنيها و كسانى كه از سمت آنها حركت كنند، اختصاص دارد.
ابن حمزه در «الوسيله» مىگويد:
چهارم، ميقات اهل يمن است كه عبارت است از يلملم.
علامه در «القواعد» وآل عصفور در «الابتهاج» مىگويند: در يمن كوهى است كه يلملم ناميده مىشود.
و شهيد در «اللمعه» مىگويد: يلملم ميقات اهل يمن است. 1در كتاب «الهدايه» (فتاواى شيخ يوسف بحرانى) آمده است: يلملم ميقات اهل يمن و كسانى است كه با آنان در يك منطقه قرار دارند.
يزدى در «العروة» مىگويد: ميقات چهارميلملماست كهمربوطبهاهليمن است.