102(لهجه) ضبط كردهاند: «يلملم» ، «ألملم» ، «يرمرم» . در ديدارى كه از آن منطقه داشتم، از افراد قبيلۀ «فهْم» كه در سرزمين «وَدْيان» ، از توابع يلملم سكونت دارند، اين سه لهجه را شنيدم: «يلملم» ، «ألملم» ، و «ململم» . «همدانى» لهجه چهارمى نيز به اينها افزوده است: «لملم» 1.
اختلاف در لهجه و چگونگى تلفظ اين كلمه، باعث شده است كه لغت شناسان در ريشۀ اين كلمه و مادۀ اصلى آن، كه در لغت نامهها تحت آن درج مىشود و موقع نياز بايد به آن باب مراجعه شود، اختلاف نظر پيداكرده، آن را به دو ريشه ياد شده در زير برگردانند:
1 - ازهرى و ابن فارس معتقدند كه اين كلمه در اصل سه حرفى است (ثلاثى) كه حرف «يا» به اوّل آن افزوده شده است.
ابن فارس در باب كلمات بيش از سه حرفى (ثلاثى مزيد فيه) ، كه حرف ياء به اوّل آنها اضافه شده است، مىگويد:
1 - «يربوع» : حشرۀ كوچكى است كه از نظر سفيدى و نرمى، انگشتان زنان به آن تشبيه مىشود 2 - «يبرين» : نام محلى است و همچنين يمؤود 3 - «يلملم» . . .
آنگاه مىافزايد: موقعيت ياء در اول اين كلمات؛ مانند همزۀ اضافى در اوّل كلمات چهار حرفى (رباعى) و پنج حرفى (خماسى) است؛ زيرا در اين دو باب، ياء، اضافى محسوب مىشود و حرف بعد از آن، حرف اول كلمه شمرده مىشود 2.
ابن فارس همچنين مىگويد: در اين باب (ثلاثى مزيد فيه) ، در كلماتى مانند يربوع به معناى حشرۀ كوچك، يبرين كه نام محلى است و نيز يمؤود و يلملم كه نام دو محل است و نيز يرندج كه به معناى پوستهاى سياه است و در كلماتى مانند اينها حرف ياء كه در اول آنها واقع شده مانند همزه در اول كلمات چهار حرفى و پنج حرفى، اضافى است و حرف اول اصلى كلمه، حرف بعد از ياء است (همچون حرف بعد از همزه در كلمات رباعى و خماسى) 3.
از اين سخنان چنين نتيجه گيرى مىشود كه از نظر ابن فارس ريشۀ يلملم و مادۀ اصلى آن «لملم» است و ياء، در اول آن اضافه است. همچنين الف در «الملم» مبدّل از ياء است و در «يرمرم» نيز ياء اضافه شده و هر دو «راء» مبدل از ياء است.
استاد بستانى نيز در كتاب «محيط المحيط» در اين نظريه از ازهرى و ابن فارس پيروى كرده و واژه يلملم را با هر سه لهجۀ ياد شده، در لغت «لملم» آورده است.
2 - ابن منظور در «لسان العرب»