103يلملم را در لغت «يلم» ، يرمرم را در لغت «رمم» ، ويلملم وألملم رادرلغت «لمم» آورده است. و اين نشان مىدهد كه مادۀ اصلى اين كلمات از نظر او سه حرفى (ثلاثى) است؛ يعنى يرمرم در اصل رمم، يلملم بدون تبديل ياء به الف، در اصل يلم و با تبديل ياء به همزه، در اصل لمم بوده است. فيّومى نيز در كتاب «المصباح المنير» از او پيروى كرده است با اين تفاوت كه وى اصل كلمه را «ألملم» با همزه دانسته و ياء را در يلملم، مبدل از همزه گرفته است و بدين ترتيب او اين كلمه را از ريشۀ «ألم» دانسته است.
مؤلف المعجم الكبير نيز شيوۀ فيومى را در پيش گرفته است. زبيدى نيز در «تاج العروس» به همين منوال، يلملم را در لغتهاى: يلم، لمم و رمم ذكر كرده است.
در مورد وزن اين كلمه هيچ اختلافى نيست كه بر وزن «فَعَلْعَل» است؛ چنانكه ابن منظور در لسان العرب در لغت يلم مىنويسد: ابن برى گويد كه ابو على گفته است: يلملم بر وزن فَعَلْعَل است، «ياء، فاء الفعل» ، «لام، عين الفعل» و «ميم، لام الفعل» آن است.
اينسخن بهآنمعنااست كهياءدر اين كلمهحرف اصلىاست و زايد نيست و چنانكه گذشت، عقيدۀ ابن منظور همين است.
موقعيت جغرافيايى يلملم
بكرى مىگويد: ألملم با فتحۀ حرف اول. ابوالفتح گفته است: ألملم - با فتحۀ حرف اول - بر وزن صمَحْمَح است و از ريشۀ لملمت نيست؛ زيرا در اول كلمات رباعى، جز در اسمهايى كه بر وزن افعال آنها است، مانند مُدَحرِج، حرف اضافه و زايد نمىآيد.
برخى آن را يلملم ضبط كردهاند كه در واقع با قول اوّل يكى است؛ زيرا ياء، مبدل از همزه است. يلملم از بزرگترين كوههاى تهامه به شمار مىآيد تا مكه دو شب راه است. سكنۀ آن قبيلۀ كنانه است و درّههاى آن تا دريا امتداد دارد. 1بكرى در جاى ديگر مىگويد: يلملم - با فتحۀ حرف اوّل و دوم - كوهى از كوههاى تهامه و محل سكونت بنى كنانه است كه تا مكه دو شب راه است. واديهاى آن تا دريا كشيده شده. اين محل در سر راه يمن به سمت مكه است و ميقات كسانى است كه مىخواهند از آن مسير به حج مشرف شوند.
ألملم نيز گفته شده است كه اصل كلمه نيز همين بوده، منتها همزه تبديل به ياء شده است. اين بحث در حرف «همزه» گذشت. 2همدانى گفته است: يلملم ميقات