1204 - گاهى عامل چهارم نيز به اين جهات افزوده مىشود و آن عبارت از جنبۀ تاريخى آن است؛ زيرا جحفه پس از دورانى عمران و آبادى، دچار عقب ماندگى و خرابى گشته كه توجه پژوهشگران را به خود جلب مىكند تا پيرامون آن بررسى و مطالعه كنند.
براى تبيين اين جهات و جوانب، خوب است بحث را چنان تنظيم كنيم كه موضوعات ياد شده در زير نيز روشن شود:
1 - نام قديمى جحفه.
2 - موقعيت جغرافيايى جحفه.
3 - پيشينۀ تاريخى جحفه.
4 - وضع كنونى جحفه.
5 - دليل فقهى ميقات بودن آن.
6 - راههاى منتهى به جحفه.
نام جحفه
جحفه در زمان قديم به نام «مَهْيَعَه» شناخته مىشده است كه بنابر مشهور، به همين صورت؛ يعنى بافتح ميم، سكون هاء وفتح ياء و عين ضبط شده است. اما به گفته «سياغى» ، «قاضى عياض» از بعضى از علما نقل كرده كه آن را با كسر هاء صحيح مىدانستند. البته به نظر قاضى عياض اين قول غير مشهور است. 1«مهيعه» از مادۀ هاع هيعاً - با فتح هاء - و هيعاناً گرفته شده كه به معناى انبساط و باز شدن است و يا از مادۀ هاع هِياعاً - با كسر هاء - گرفته شده كه به معناى وسعت و گسترش مىباشد.
«خليل» در اين باره گفته است:
«طريقٌ مهيّع» ؛ «راه باز» از ريشۀ مهيّع، وبلدٌ مهيّع: شهر وسيع. چنانكه ابو ذؤيب گفته است:
فاحتشهن من سواء وماؤه
بئر وعائده طريق مهيّع 2
شايد اين نامگذارى به مناسبت وسعت و گستردگى وادى جحفه بوده است؛ زيرا اين وادى از انتهاى وادى خرار، كه غدير آغاز مىشود، تا ساحل دريا گسترده است.
مهيعه بعدها «الجحفة» ناميده شد - بىهيچ اختلاف نظرى - با ضمّ جيم، سكون حاء مهمله وفتح فاء ضبط گرديد و آخرش تاء گرد (نقطه دار) است.
در كتاب «صحاح» ، جحفه بدون الف و لام آمده اما در بسيارى از كتابها با الف و لام است.
شايد اين سرزمين به اين جهت جحفه ناميده شده كه مىگويند در داستان برادران «عاد» ، كه لغت دانان آن را از كلبى، مورخ (م 204ه.) نقل كردهاند، سيلى آمد و آن را طعمۀ خود قرار داد و همه چيز را ربود