126بخشندهاش را به زمزم مانند كرده است. 15 - حكيم ناصر خسرو قباديانى، در سفرنامهاش تنها به توصيف اماكن و راهها و. . . و ظواهر حج پرداخته است. علاوه بر اين كه همچون ديگران كعبه و متعلّقات آن را نمونۀ اعلاى ارزش مىداند. در توصيف و حمد و ستايش خود ممدوح را نسبت به آنها سنجيده است. در قصيدۀ معروف خود به مطلع:
حاجيان آمدند با تعظيم
شاكر از رحمت خداى كريم
فلسفۀ حج و اعمال و مناسك آن را بيان كرده است، ناصر خسرو نيز همانند ديگر شاعران در مدايح خود از كعبه و متعلّقات آن به عنوان الگو و معيار ارزشيابى سود جسته است.
ركن كعبه كه اغلب ركن حجرالاسود منظور است و زمزم از ارزش و احترام فوقالعاده و ديرينهاى برخوردار است. ناصر خسرو در قصيدهاى در ستايش حضرت محمد - ص - مىگويد ارزش ركن و زمزم به خاطر وجود حضرت محمد - ص - است.
اگر فضل رسول از ركن و زمزم جمله برخى زد
يكى سنگى بود ركن و يكى شوراب چه زمزم 2
در قصيدهاى بر ياد خراسان سروده به مطلع:
سلام كن زمن اى باد مر خراسان را
مر اهل فضل و خرد را نه عام نادان را
و در مدح و ستايش زابلستان گفته است:
پرير قبلۀ احرار زاولستان بود
چنانكه كعبه است امروز اهل ايمان را 3
ناصر خسرو مردم واقعى را دانشمندان و آنان كه از علم و ايمان برخوردارند، مىداند و ديگران را انسان نمىشمارد و در قصيدهاى كه در مدح و معرّفى اين گونه مردم سروده آنها را به حجّ اكبر و كعبه و ركن و صفا مانند كرده است:
مردم نبود صورت مردم حكمااند
و بالاخره در قصيدهاى كه بهترينهاى عالم هستى را برشمرده در برترى كعبه گفته است:
چون فرقان از كتب و چو كعبه ز بناها
چون دل ز تن مردم و خورشيد زاختر 5