106بنىامية بن زيد بن قيس زندگى مىكردند كه محلۀ آنها در حرۀ شرقى نزديك [ چاه ] عهن بوده است. 1همانطور كه بنىوائل بن زيد در ميان آنان زندگى مىكردند و محلۀ آنها در شرق مسجد فضيح بوده است. 2همينطور بنىعطية بن زيد، بنى واقف و بنى السلم كه محله آنها در سمت قبلۀ مسجد فضيخ قرار داشته است. 3همينطور در همين سمت بنىخطمة بن جشم بن مالك بن اوس سكونت داشتهاند. 4محدودۀ منازل اينان به طور دقيق روشن نيست.
مطرى گويد: جاى محلات آنها شناخته شده نيست جز آن كه ظاهراً آنان در عوالى، در شرق مسجدالشمس بودهاند، زيرا اين نواحى به طور كامل در اختيار اوس بوده و پايينتر از آن تا مدينه متعلق به خزرج بوده است. 5اين در حالى است كه به عقيدۀ سمهودى، بنىخطمه خانههايى داشتهاند كه محل آن مالالماجشون در كنار صدقۀ ابان بن ابى حدير بوده است. 6به باور ما سخن مطرى صحيحتر مىنمايد، به اين تعبير كه محلۀ اصلى آنها در آنجا بوده، پس از آن از آنجا به نقاط ديگر رفته و خارج از آن سكونت گزيدهاند. سمهودى به اين مسأله اشاره كرده مىگويد: بنىخطمه متفرق در آطامشان (خانههاى قصر يا قلعه مانند) بودهاند و در بخش اصلى محلهشان (قصبه دارهم) كسى نمىزيسته است. پس از آن كه اسلام آمد آنجا را مسجد كردند و يكى از آنها در كنار مسجد سكونت گزيد به طورى كه هر صبحگاه سراغش را مىگرفتند مبادا درندگان به او آسيبى رسانده باشند. پس از آن جمعيتشان در محلۀ اصلى رو به فزونى نهاد به طورى كه به آنجا غزه گفته مىشود و اين از بابت شباهت آنجا به لحاظ فراوانى جمعيت به غزۀ شام است. 7از سخن سمهودى كه مىگويد: مردم هر صبحگاه احوال آن شخص ساكن در قصبۀ اصلى را سؤال مىكردهاند - همو كه خانهاش را نزديك مسجد بن خطمه در اصل قصبه بنا كرده بود - چنين مىتوان استدلال كرد كه اين منازل در بخش شرقى عوالى بوده است و اين به گونهاى است كه حمله درندگان به آن بخش بعيد نبوده زيرا از آبادى به دور بوده است.
بنى عمرو بن عوف بن مالك بن اوس، در قبا سكونت داشتهاند، جايى كه آب و كشت فراوان بوده است. همانگونه كه گفتيم، واديهاى چندى در آن ناحيه است؛ وادى مذينيب در شرق، بطحان در شمال و رانوناء در غرب 8. نكتۀ قابل تذكر آن كه قبا از نظر جغرافيايى در بخش عاليه واقع شده و چندان از آن دور نيست. 9همينطور به منطقۀ عُصبه، 10كه آن نيز