96اسلام اجازۀ چنين خرافهسازى را نمىدهد.
آوازۀ غار ثور در مكه از بيان موقعيت جغرافيايى بىنيازش مىكند. و هر كس از هر سمتى وارد مكه شود، مىتواند آن را چون گاو نرى در مقابل جنوب آشكارا ببيند. چه بسا اين جلوه، با نامگذارى آن ارتباطى داشته باشد.
جَزْل
عمر بن أبى ربيعه مىگويد: ولقد قلت ليلة «الجَزْل» لِمٰا
«آن شب در «جزل» هنگامى كه باران پيراهنم را به تنم خيس كرده بود، گفتم اى كاش مىدانستم! - آيا اين ايكاش گفتن كارى را به سامان مىرساند - اين انتظار نزد رباب پاداشى دارد؟»
سباعى در تاريخ مكه مىگويد: «جِزّل (با كسر جيم مكسور و زاى مشدد) منسوب به گروهى از سپاهيان است كه در آنجا بازى مىكردند. ليكن شعر عمر گوياى آن است كه اين مكان پيش از آن كه اين سپاهيان مكه را بشناسند، معروف بوده است. اوصاف اين كوه بر كوه معروف به «خليفه» كه از سمت جنوب در برابر مسجدالحرام و در سمت راست اجياد كبير قرار دارد، منطبق است. بالاى اين كوه قلعهاى است كه شريف سرور، يكى از واليان مكه در دوران عثمانى، آن را بنا كرده است.
در سال 1406 ق. با ايجاد تونلى زير اين كوه، ميان مسفلۀ مكه و حى الجياد كبير ارتباط برقرار شده است.
جِعْرانه
واژه شناسان آن را با كسر جيم ضبط كردهاند، ليكن امروزه مكيان آن را با ضم جيم «جُعْرانه» تلفّظ مىكنند.
شاعرى گفته است: فياليت بالجعرانة، اليومِ، دارها وداري مابين الشآم فكبكب