50است كه بطور اختصار، به پارهاى از آنها، كه مهمتر بودند، اشارت رفت. حال كه سخن به اينجا رسيد بىمناسبت نيست تا دربارۀ يكى از سرشناسان مدينه كه در امر دعوت پيامبر - ص - از هيچ كارشكنى دريغ نورزيدند، توضيحاتى داده شود.
عبداللّٰه بن ابى بن سلول، سَروَر مدنيان بود و همه به او احترام مىگذاشتند. اوس و خزرج در حل اختلافات خود به او رجوع مىكردند و حُكم وى پذيرفتۀ همه بود. اما با ورود پيامبر - ص - به مدينه رونق بازار عبداللّٰه، به كساد گراييد. پيش از اين قرار بود وى را به سمت فرمانروايى بر مدينه منصوب بدارند اما حالا ورق برگشته بود. عبداللّٰه كه گرايش روزافزون مدنيان را به اسلام مىديد خود نيز علىرغم ميل درونىاش، منافقانه، اسلام آورد اما در سينه، كينۀ پيامبر - ص - و اسلام را مىپرورد.
اين عبداللّٰه، بارها در جنگ و صلح و هر جا كه امكان مىيافت ولو با رواج دادن شايعات و مطالب بىاساس، سعى مىكرد بر پيامبر - ص - و اسلام ضربه وارد كند اما هر بار تلاش او ناكام مىماند و در نهايت كار، با سرافكندگى دنيا را وداع گفت.
تغيير قبله
بنابر نقل ابن هشام هيجده ماه از هجرت مبارك رسول اللّٰه - ص - به مدينه مىگذشت كه قبلۀ مسلمين تغيير پيدا كرد. پيش از اين مسلمانان به سوى بيتالمقدس نماز مىگزاردند اما از اين پس فرمان يافتند كه به سوى كعبه و بيت الحرام به نماز ايستند.
گفتهاند چون قبلۀ مسلمانان از بيتالمقدس به كعبه تغيير يافت، يهود كه احساس مىكردند برگ برندهاى را از دست دادهاند، نزد آن حضرت آمدند و علت تغيير قبله را جويا شدند و پرسيدند: تو كه مىگفتى بر كيش ابراهيم هستى، از چه رو قبلهات را عوض كردهاى؟ اگر دوباره به سوى بيتالمقدس نماز بگزارى ما نيز از تو پيروى و تو را تصديق مىكنيم.
داستان اين سؤال و پرسش در قرآن كريم در سورۀ بقره چنين آمده است:
«سيقول السُّفهاء من الناس ما ولاّهم عن قبلتهم التى كانوا عليها قل للّٰهالمشرق والمغرب، يهدى من يشاء الى صراط مستقيم.»
تغيير قبله، در واقع يكى از مهمترين حوادث تاريخ اسلام در مدينه قلمداد مىشود.