146توسلى خواب خادمۀ منزلِ يادگار امام - رضوان اللّٰه تعالى عليهما - را گزارش كرد، خوابى بس سوزناك و جانگداز كه آقاى توسلى - حفظه اللّٰه تعالى - نويد دادند كه قريباً مطالب ناگفتهاى در مورد يادگار عزيز امام، در مجلۀ «حضور» چاپ و منتشر خواهد شد، كه از آن جمله همين رؤيايى است كه بسى حسرتآور و دردناك و گدازندۀ قلوبِ مردمى مىباشد كه امام و يادگارِ بسيار گرانقدرِ ايشان را از جان و دل دوست مىدارند و شخصيت والاى آنها را ارج مىنهند.
هنوز در مدينه به سر مىبريم:
ملاقات با دو تن از مردم تركيه
روز پنجشنبه 7/2/74 با دو جوان نسبتاً مطلع و آگاه از مردم تركيه - توسط يكى از دوستان - ديدارى داشتيم كه مقيم آنكارا بوده و سفر حج نصيب آنها گشته بود. نخست از اوضاعِ كشور تركيه به خاطر جدايى دين از سياست و حكومت شكوه داشتند. مىگفتند: در تركيه مردم فقط به ظواهر دين پاىبند هستند و از محتواى آن در بىاطلاعى محض به سر مىبرند، بويژه كه خطِ آنها لاتينى و بيگانه از خطِ اسلامى است، و زبان آنها تركى مىباشد.
بنابر اين از حقايق و نصوص دينى جز آگاهيهاى سطحى و اطلاعى بسيار ناقص و يا احياناً آشنايى به تلاوت قرآن بهرهاى ندارند و ناگزير بدانها بسنده مىكنند، و از حقيقت دين وانديشۀ دينى و تفكر اسلامى در محروميت به سر مىبرند.
به آنها يادآور شدم: هرچند تا كنون، عليه حكومتِ عثمانيها تبليغ كرده و مىكنند - ليكن قدرتِ اين حكومت - كه بخش مهمى از جهان اسلام را زير سلطه و اقتدار خود داشت دنياى غرب را ياراى آن نبود كه به مقابله با آن برخيزد (و همانطور كه قبلاً اشاره كرديم) با ابرقدرتها با نيروى نظامىِ توانمندِ خود روياروى مىشده و غالباً موجب شكستِ دشمنان امپراتورى عثمانى مىگشتند. حكومت در دوران خلافت عثمانى و حكومت عثمانيها به كلى از دين و قرآن و اسلام بيگانه نبود و همين امر توانست وحدت و يكپارچگى مناطقى را كه هماكنون به صورت كشورهاى كوچك درآمدهاند مدتها صيانت كند.
من ترديدى ندارم كه اگر حكومت و يا امپراتورى اسلام - كه از اسلام كاملاً نبريده بود - بر سر پاى مىماند، هرگز اين جنايتى كه از سوى صربها در بوسنى جريان دارد و فجايعى