145حضرت حجة الاسلام و المسلمين جناب آقاى توسلى - حفظه اللّٰه تعالى - يار و همدم و مصاحبِ دلسوزِ امام راحل رشتۀ سخن را به دست گرفته، دربارۀ شخصيت والاىِ يادگار از دست رفتۀ امام، حقايقى را خاطرنشان ساخت كه كمتر مردم در جريان آنها قرار داشتند. دو خصلتِ ويژهاى را از آن مرحوم گزارش كردند و پيرامون اين دو خصلت، بحث نسبتاً مبسوطى را در پيش گرفتند:
* نخست آن كه يادگار امام سخت پاىبندِ حفظ و صيانت كيان و آرمان انقلاب اسلامى و اهداف حضرت امام بوده و به شدّت از نياتِ بلند آن بزرگوار در سخن و عمل حمايت مىكرد، و به هيچوجه حاضر نبود كمترين آسيبى بر پيكرِ انقلاب وارد شود، و بر انديشههاى والاى امام بزرگوار در جمهورى اسلامى ايران، و شؤون مختلفِ زندگانىِ مردمِ اين كشور، و اسلامى شدن طرز فكر و عمل آنها كوچكترين آسيب و صدمهاى وارد آيد و در اين رهگذر از جان و دل مىكوشيد.
** ديگر آن كه مرحوم حاج سيد احمد آقا، مطمئنترين فردى بود كه اعتماد حضرت امام را به خود جلب كرده بود، حضرت امام اطمينان واثق به ايشان داشت و مىدانست كمترين نقطۀ ضعفى كه بتواند دستاويزى به دست ضد انقلاب بدهد در عمل و كردار و گفتار ايشان وجود ندارد، هر چند شايعهسازان حرفهاى با نگاهى ذرهبينى بر آن بودند كه بهانههايى دربارۀ ايشان ساز كنند، و ساحتِ مقدس و مطهرِ او را لكهدار نمايند، امّا هيچگونه خردهاى كه دستاويزِ انتقادِ معاندان باشد در ايشان ديده نشد. حتى پيش از انقلاب نيز به منظور بدنام كردن امام، تمام رفتار ايشان را ساواك زير نظر داشت؛ اما به علت مبرّى بودن ايشان از هر گونه خرده و عيب، و پاكيزه بودن از هر گونه آلايشى، در اين هدفِ نامقدسِ خود ناكام ماندند.
تا آخرين لحظات عمرش در خانۀ استيجارى مجاورِ خانۀ محقّر امام راحل، در منزلى عادى از هر گونه تشريفات و بسيار ساده - به سان تودهاى از مردمى كه در سطح نازلى زندگانى مىكردند - عمر كوتاه خود را پشت سر نهاد، و هيچ سودايى دنياوى در سر نداشت. امام راحل - قدس سره - را پس از مدتها در عالم رؤيا ديدار كرد، و از آن بزرگوار اوضاع عالم برزخ را پرسيد. حضرت امام پاسخ دادند سخت دشوار است، حتى حركاتِ دست نيز ثبت و ضبط مىشود، شفاعتِ حضراتِ معصومين - عليهمالسلام - كارساز و رهايىبخش است. آنگاه آقاى