144خلفِ صالحِ حضرت امام راحل - قدس سره - در ايران آشكارا به طرزِ بىسابقهاى رؤيت كرديم، سيل جمعيت زوّار را به سوى بعثه از نواحىِ مختلفِ مدينه و دوردستترين نقاط، آن چنان به خود جذب كرده بود كه در همان آغاز جلسه در سالن جايى براى نشستن، حتى ايستادن تازه واردين نبود.
آقازادۀ ايشان جناب آقاى ياسر - حفظه اللّٰه تعالى - و ميزبانان اين مجلس در آستانۀ آن ايستاده برپا، مراسم احترام را براى واردين به عهده داشتند. علىرغم آن كه تراكم جمعيت و گرما فضاى اين مجلس را به حرارتى فرساينده كشانده بود و بر حرارت طبيعى اين محيط، كه از سه سو بسته بود مىافزود دلسوختگان فقدان يادگارِ امام عزيز - طيّب اللّٰه رمسه - به هر زحمتى كه بود سعى مىكردند افتخار شركت در اين نشست را به دست آورند؛ هر چند كه تحمل اين فضا دشوار مىنمود، مع الوصف تا آخرين لحظاتِ ادامۀ اين مجلس سراپاگوش شده تا از مراسمى كه در آن برگزار شده بود حظ و بهرهاى روحى و معنوى و پاداشى عايد خود سازند.
جناب آقاى سليمى با تلاوت آياتى مناسب، با صوت و لحنى جذّاب، طليعۀ اين مجلس را افتتاح كرد، و آنگاه:
آقاى موسوىِ مداح رثايى رسا را به مناسبتِ اين يادبود، با صدايى خوش و حزين مىخواند و پيوسته اندوه و غم مستمعان بالا مىگرفت و خاطرۀ اسفآورِ فقدانِ اين بزرگوار و سلالۀ پيامبر اكرم و فاطمۀ زهرا - سلام اللّٰه عليها - بار ديگر تجديد شد، كه آه از نهاد حاضران برمىآورد و گريستن سر دادند. گويا پس از چهل روز دوباره از نو يادگار امام راحل - قدس سره - تازه از دست آنها ربوده شد. دانههاى لغزانِ اشك يكى پس از ديگرى از ديدگان فرومىريخت و گونهها را مرطوب مىساخت، و چهرۀ افسردۀ حاضرانِ مجلس را غمآلودهتر مىنمود.
بايد قلوبى كه از اين مصيبت عظمىٰ پريش بود و غم و اندوهى كه سينهها را با خود لبريز ساخته بود در قعر و ژرفايش مطالبۀ حقايقى مىكرد كه ناگفته مانده بود و بايد شمهاى از آن را خاطرنشان مىساختند و اين مهم را بايد در اختيارِ فردى مىنهادند كه كفايت و شايستگىِ او در حدّى كه ظرف زمان مجلس اقتضا مىكرد محرز مىنمود؛ لذا: