120تجديد نظر در تفكر دينى و طرحى نو درانداختن در ساختار فكرى موجود را نيز هرگز برنمىتابند و گرايشهايى از اين دست را در قالبهاى گونهگونى محكوم مىكنند؛ و گاهى با تيغ بىدريغِ تكفير گردن مىزنند.
در اين ميان كسانى كه در بازسازى انديشۀ دينى، به عقل بهرهاى دهند نيز سالم از ميان در نخواهند رفت و نيز كسانى كه به شيعه به عنوان مذهب اسلامى بها دهند. يكى از نمونههاى عينى اين ماجرا، نقد و اعتراض اينان به محمد غزالى نويسندۀ پرآوازۀ مصرى، بويژه كتاب وى با عنوان «السنة النبوية بين اهل الفقه و اهل الحديث» است، نويسندهاى به نام «سلمان بن فهد العوده» بدان نقدى نگاشته است با عنوان «حوار هادئ مع محمد الغزالى، وقفات مع كتاب السنة النبويه. . .» و «دارالوطن» در رياض آن را منتشر كرده است.
بيتالغزل اين اثر در نقد غزالى بهايى است كه او در تحليل نصوص به علم و عقل داده است و موضعى است كه وى دربارۀ شيعه داشته است. او ابتدا سخن غزالى را نقل مىكند كه نوشته است:
«شيعه با جمهور مسلمانان در اصول بنيادى دين تفاوت جوهرى ندارد و. . .»
و آنگاه با تكرار آنچه بارها و بارها غوغاسالاران عليه شيعه تكرار كردهاند مىنويسد:
با شيعه به هيچ روى نمىتوان كنار آمد؛ چرا كه آنان در مسائل بنيادى مربوط به قرآن، توحيد، صفات خدا، فقه و اصول فقه با اهل السنة و الجماعه (بخوان:
سلفىگرى وهابىمآبانه) در تضاد و اختلاف است. (كتاب پيشگفته، ص71-70)
نمونۀ روشن ديگر، كتابى است با عنوان «البيان لأخطاء بعض الكتّاب» . اين اثر را صالح بن فوزان بن عبداللّٰه الفوزان يكى از استادان دانشگاههاى اين ديار نگاشته است. اين كتاب يكسر به دفاع از سلفىگرى پرداخته و ظاهر گرايى خشك و تنگمايه را، اسلام ناب معرفى كرده است، و با اين نگرش آثار بسيارى از عالمان و مفكران معاصر اهل سنت را نقد كرده است. به مثال او از مقالههاى شيخ محمد على صابونى - از عالمان حلب كه اينك در مكه و از استادان دانشگاه است - برآشفته است كه چرا در شمارههاى مجلۀ «المجتمع» به مقالههايش عنوان «عقيدة اهل السنه فى ميزان الشرع» داده است. به ديدۀ او عقيدۀ «اهل السنه» صحيح و استوار است و اين عنوان نشانگر ارزيابى در صحت و سقم آن است و درست