109مىروند و به وسيلۀ چوبههايى، با او به رايزنى پرداخته از او كسب تكليف مىكنند! و مىديد تعداد اندكى از مردم كه به حكمت و خوش فكرى معروفند، به بت هبل و بتهاى كوچكتر، به ديدۀ ترديد مىنگرند و خدايى آنها و عبادتشان را باور ندارند. همچنين مىديد كه گروهى از اهل كتاب، به خاطر بت پرستى عرب، از آنها انتقاد كرده، مسيحيت را ترويج مىكنند و از عرب مىخواهند به دين آنها بگروند.
او چنان از اعماق دل و جان در جستجوى حق و فكر و انديشه دربارۀ آن بود كه اوقاتش فقط در اين راه سپرى مىشد و مىخواست حق را به وضوح و روشنى و بدون هيچ ابهام و تيرگى ببيند.
سرانجام از مردم بريد و گوشهاى را برگزيد، حرا براى او بهترين پرورشگاه روح بود كه در آن اسباب رهيابى به حقيقت را آزمايش مىكرد تا حقيقت برايش با دقت و روشنى جلوهگر شود. هر سال وقتى كه ماه رمضان مىرسيد، به حرا صعود مىكرد و با روزهدارى و بىتوجهى به متاع دنيا، جلوۀ حقيقت را در همۀ آنچه مىديد و حس مىكرد و در آن سوى محسوسات و ديدنيها و شنيدنيها دنبال مىكرد. او همچنان به اين روال ادامه مىداد تا آن كه حقيقت، حجاب از چهره برداشت و بىپرده و روشن، در برابر او تجسم يافت. اينك او حقيقت را در بيدارى، همچون روشنايى صبح مىديد. بدين ترتيب پروردگارش او را تربيت كرد و وقتى كه روحش به اوج صافى و كمال رسيد، خداوند بر او وحى فرستاد. او فرمان پروردگار را به جان پذيرا شد و تسليم گشت. آنگاه خداوند به فرمانش داد كه مردم را انذار كند و آنان را به راه حق كه خود به آن رهنمون شده بود، هدايت كند. او فرمان پروردگار را آشكارا اجرا كرد ومردم را به راه هدايت فرا خواند.
حركت ما به سوى حرا
آيا چيزى در زندگى مىتوان يافت كه به اندازۀ اين پرورشگاه روح، كه حقيقت در آنجا بصورت واضح و روشن بر محمد جلوهگر شد، جاذبه داشته باشد؟ ! من در برابر كوههاى متعددى در دنيا ايستادهام كه برخى از آنها در اثر زيبايى فوقالعاده، مرا مفتون خويش ساخته و بعضى ديگر به خاطر بزرگى و عظمت و عجايب خلقت تحت تأثيرم قرار داده است.