106حضور مأموران، مردم را از زيارت قبور اهل بيت بازنداشت و درهاى بسته نتوانست از اظهار علاقۀ مردم و توقف در كنار آنها و دعا و استغفار براى آن خفتگان و قرائت فاتحه براى ارواحشان جلوگيرى كند!
جاذبۀ غار حرا
گروهى از حاجيان نيز به ديدن كوه حرا و غارى كه برفراز آن قرار گرفته، علاقه دارند امّا پس از استقرار حكومت و سلطۀ نجديها، كه بقعۀ بالاى اين كوه را خراب كردند، از تعداد اين گروه كم شده است. كاهش تعداد ديدار كنندگان از حرا، در وضع قهوهخانهاى كه در كنار قلّۀ حرا قرار داشته و نيز در وضع راهى كه صعود كنندگان را به قلّه مىرساند، اثر گذاشته است، زيرا قهوهخانه كه در كنار مخزن آبى قرار داشته و آب باران در آن جمع مىشده، بكلى از بين رفته است. راه نيز غير قابل استفاده شده و صعود از آن دشوار گرديده است در نتيجه تعداد صعود كنندگان به قلّۀ حرا بسيار كاهش يافته و ديگر كسى مشقت صعود از آن راه دشوار را تحمل نمىكند. تنها كسانى كه تاريخ پيامبر اسلام را خواندهاند و مىدانند كه نخستين بار وحى الهى هنگام گوشهگيرى و عبادت حضرت محمد در حرا بر او نازل شده، علاقه دارند بر فراز جبلالنور صعود كنند و خود را به غارى كه روزى مقر و معبد محمد - ص - بوده برسانند؛ غارى كه به هنگام توقف او در آنجا، جبرئيل نخستين آيات قرآن؛ يعنى «إقرأ باسم ربك الذى خلق. . .» را بر گوش جان او فروخواند. آشنايان با تاريخ اسلام، اين قلّه و غارِ برفراز آن را مقدّسترين مكانى مىدانند كه پس از حج و طواف، زيارت آن لازم است؛ زيرا آنجا منزلگاه رسالت و مطلع نور است. رسول خدا در آنجا اقامت مىگزيد و حقيقتى را كه سرانجام روزى خدا به او وحى كرد، جستجو مىكرد. اين مكان، همچون پانزده قرن پيش، دست نخورده و بىهيچ تغيير و دگرگونى باقى مانده و تا روز قيامت نيز، همچنان به صورت نشانۀ وحى و علامت رسالت باقى خواهد ماند.
دورنماى حرا
فرداى روز ورودم به مكه، هنگامى كه عازم قصر مَلِك بودم، چشمم به كوه حرا افتاد.