99را ساخته است؛ آنچه مسلّم است، اين مجلس در دوران وى براى قريش بوجود آمد. رؤسا و ريش سفيدان در آن مىنشستند و نيازمندان و ستمديدگان به آن پناه مىجستند، قريش نيز در جنگها و امور خود، تصميمى جز در آن نمىگرفت، هر كس را كه مىخواست ازدواج كند در آنجا عقد زوجيت مىبستند، جوانان را به نشانۀ بلوغ سن و ازدواج، زره پوشانيده و در آن براى فرماندهانى كه بزرگان مكه براى دفاع از شهر برگزيده بودند، پرچم بسته مىشد و او پرچم را بعنوان نشانهاى در جنگ، از آن مكان حمل مىكرد. 1در اين مجلس، قريش براى برخورد با پيامبر - ص - به هنگام ترس از دعوت او، به مشورت نشسته و بر قتل او تصميم گرفتند 2در همين انجمن و خانه بود كه در سال هفتم هجرى، رؤساى قريش، پيامبر - ص - را هنگام ورود به مكه براى حج، به نظاره نشستند 3و بخاطر مقام و عزتى كه او در ميان قوم خود بدست آورده بود، به شدت نسبت به او كينه و حسادت مىورزيدند. 4قصى سرپرستى اين خانه را براى فرزندش عبدالدار وصيت كرد و او رئيس آن شد و سپس آن را براى فرزند خود به ارث گذاشت. دارالندوه (پس از اسلام) همچنان پاى برجا بود تا اين كه عكرمة بن عامر بن هاشم، آن خانه را از معاوية بن ابى سفيان خريد و آن را به دار الاماره و محل سكونت خويش تبديل كرد. 5و 6و اما در مورد قانون آن قوم و دستور رؤساى آن، خداوند در قرآن كريم چنين اشاره مىفرمايد: «إنّا وجدنا آباءنا على أمّةٍ وإنّا على آثارهم مقتدون» 7ايشان از آنچه به دست مىآوردند، محافظت مىكردند و نسبت به آنچه به آنان مىرسيد، حريص بودند؛ براى آنان هيچ تغيير و دگرگونى، اگر چه در آن حق و منطق مىديدند، پذيرفتنى نبود، در قرآن كريم، آيات ديگرى است كه تمسك و توسل نخبگان و اشراف مكه را به حقوق و وراثت عرفى و سيادت خويش متذكر مىشود. آنان با اين وسيله به حفظ و صيانت از حقوق موروثى و زعامت خود در ميان مردم مىپرداختند. اشراف و ملأ مكه كسانى بودند كه هيچ چيز جديد و تغييرى را نمىپذيرفتند. و سُنت آنان به گذشته تعلق داشته و انقلاب و خروج از عرف و عادت را به هر طريقى ناپسند مىداشتند.
كسانى كه عرف و عادت را سبك