96چنانكه ذكر شد، براى اين امر، به روم تقرّب جسته و به دين مسيح گرويد. ولذا مقام وى نزد روميان بالا رفت. كسى چه مىداند؟ شايد انگيزۀ حمايت روميها از او، بدين سبب بود كه وى را مأمور خود ساخته و براى تسلط و نفوذ بر اين شهر مقدس، به او كمك نمايند تا بتوانند بوسيلۀ او بر حجاز، يمن، عربستان جنوبى و غربى و نهايتاً جزيرة العرب سيطره و تسلّط يابند.
عثمان قوم خويش را جمع كرده و به آنان هشدار داد كه: اى مردم، چنانكه مىدانيد، قيصر روم سرزمينهاى شما را امن كرده و تجارتى كه به آن اقدام مىكنيد در سايۀ حمايت اوست. وى مرا بر شما پادشاه كرده و من يكى از شماها و پسر عمويتان هستم. مىترسم اگر از اين امر سرپيچى كنيد، روميان مانع تجارت شما در شام شوند.
پس با امر او مخالفت نكرده و دوستى او را قطع ننماييد 1وى پس از آن، به تهديدى شديدتر پرداخت و بر تحقق پادشاهى خود، به هر وسيلهاى مصمّم شد.
شايد لقب «بطريق» كه عثمان بن حويرث به آن شناخته مىشد، از جانب روميان براى كسب رضايت و خوشنودى، او - با حرف يا عمل - داده شده باشد و عاقلانه به نظر نمىرسد كه اين يك لقب دينى براى او باشد. روميان اين القاب را براى جذب (قلوب) و يا خريدن رؤسا و بزرگان قبايل به آنان اعطا مىكردند! اين القاب، براى فخر و مباهات بوده نه نشانۀ رتبه و مقامى كه از آن برخوردار بوده و بدان منظور از روميان دريافت كرده باشند.
در جزيرة العرب، الفت، محبت و وحدت اجتماعى بين مردم وجود نداشت.
خودپرستى و روح قبيله گرايى، كه نوعى خودخواهى توسعه يافته بود، به ظهور يك جامعۀ بزرگ و يكپارچه كمك نمىكرد. هر رئيس و پيشواى بزرگى، رياست را براى خود مىديد و پذيرش رياست ديگرى را براى خود، خوارى و اهانت مىشمرد. همكارى و تعاون، به علت اوضاعِ بدِ مالى و وجود فقر كلى وجود نداشت. چنين جامعهاى را بناچار مىبايست تفرقه فرا گيرد و حسد و نزاع بين مردم، براى بدست آوردن روزى در يك زندگى سخت، پديد آيد. در قرآن كريم نيز به اين امر اشاره شده است.
اين آيات، مؤمنان را به وضعى كه در آن بودند يادآور شده و آنان را به وحدت و عدم بازگشتن به آن زندگى جاهلى، تشويق كردهاست: