175آنان قائل نيستند، فقط چون خويشتن را قابل عرضۀ درخواستِ خود با خداوند احساس نمىكنند، از ارواح مقدسۀ آنان استمداد مىجويند كه درخواست آنان را با خداوند متعال در ميان نهاده تا به خاطر قربى كه در پيشگاه الهى دارند حضرت بارى تعالى به خواستههاى دنيوى و يا اُخروى آنها پاسخ مثبت دهد. آيا چنين كارى شرك و بدعت است؟ ! مگر اين علما و تودۀ مردم عربستان از زعماى مملكت خود براى انجام و تحققِ امور خويش درخواست نمىكنند و از آنها استمداد نمىنمايند، حتى مردم عادى درخواستهاى خود را با يكديگر در ميان مىگذارند. اينان معتقدند انسان اگر تكان بخورد شرك است، راه برود شرك است، كودك يا دوست خود را ببوسد شرك است، اگر بر سر خريدارىِ متاعى چانه بزند شرك است، كم كم تا جايى پيش مىروند كه اگر كسى نفس بكشد شرك و بدعت است؛ اما هر شركى را كه مرتكب مىشوند توحيد است؛ بوسه زدن به بازوى زعما و توسل به آنها و تبرك از آنها و درخواست از آنها - كه بىوقفه با اين كارها در ملاقاتها سر و كار دارند - عين توحيد است!
اينان در دفترچۀ راهنماى حج و عمره. . . صفحۀ 31 از زبان جناب بِن باز، در «طريقۀ زيارت مسجد پيغمبر - ص - و مسلم - چنين نوشتهاند:
«بعد از خواندِ تحيةالمسجد، به طرف قبر پيغمبر - ص - برويد و رو به روى قبر توقف كنيد [ حتماً طبق نظر آنها رويا رويى با قبر شرك است! ] و با ادب و احترام با صداى پَست! اين چنين سلام عرض كنيد:
«السلام عليك أيها النبى و رحمة اللّٰه و بركاته.»
و بر آن درود فرستيد و اگر بگوييد:
«اللهم آية الوسيلة. . . و ابعثه المقام المحمود الذى وعدته، اللهم أجزِه عن أمته أفضل الجزاء»
اشكالى ندارد.»
مگر با تَفَوُّه و خواندنِ اين زيارتنامه جز اين كه آن حضرت را وسيله قرار مىدهند، و مقام محمودِ شفاعت آن جناب را درخواست مىكنند، چيز ديگرى را مطرح مىسازند؟ چرا در اينجا توسل به قبر آن حضرت شرك نيست و اشكالى ندارد؛ اما در كتابهاى ديگر سراسيمه گشته و توسل و تبرك از مقام و پايگاه ارجمندِ آن حضرت و حضراتِ بلندپايه و ستوده مقام را شرك و بدعت برمىشمارند.