102جزيرةالعرب خواهيم شناخت. اين ثروت بطور عادلانه توزيع نشده بود؛ مثلاً «ابواجيحه» بيشترين سهم را در كاروان مذكور داشت كه به حدود سى هزار دينار مىرسيد و مردان ديگر از بنى اميه نيز حدود ده هزار دينار سهم داشتند. اين بدين معناست كه چهار پنجم صاحبان سرمايه در اين كاروان از بنى اميه بودند. اما سهم اشراف و ثروتمندان مكه و در رأس آنان خاندانهاى بزرگ ديگر (غير از بنى اميه) در كاروان، يك پنجم باقيمانده بود. 1از اينجا مىتوان فهميد كه چگونه خاندان معين، جداى از ديگران به ثروت اندوزى پرداختهاند.
در مكه خاندان ثروتمند ديگرى با خاندان ابواجيحه در مقام و ثروت پهلو مىزد و آن بنو مخزوم بود كه از ثروتمندان مكه محسوب شده و (از ميان آنان) «عبداللّٰه بن جدعان» از بزرگان ثروتمند در عصر خود بود.
بعضى از تجار مكه هزاران دينار در كاروانى كه به فرماندهى ابوسفيان در سال دوم هجرت (به شام) فرستاده بودند، سهم داشتند و بالطبع اين مقدار، تمامى ثروت آنان نبود. گويند «ابولهب» به عاص بن هشام بن مغيره چهار هزار درهم قرض داده بود، وقتى وى نتوانست بدهى خود را به او و سايرين بپردازد، ابولهب او را اجير كرد تا با قريش به نبرد بدر برود و از اين مأموريت به او پاداشى دهد ولى ابولهب پس از آن، از اجراى عهد خود امتناع ورزيد. 2مسائل مذكور، اين انديشه و تصور را به ما مىدهد كه ثروت بعضى از تجار مكه بسيار زياد بوده و بعضى از مستشرقان در اين امر به حدى مبالغه كردهاند كه حتى بعضى از تجار قريش را در موقعيت اشراف و ملاء اين شهر قرار دادهاند.
زنان مكه نيز در تجارت نقش داشتند. مادر ابوجهل، تاجر عطر و مواد خوشبو بود، هند همسر ابوسفيان نيز از طريق كسانى كه به سرزمينهاى شام مىرفتند، تجارت مىكرد، خديجه تاجرى معروف بود و افراد مورد اعتماد از تجار را به اين كار مىگماشت كه داستان فرستادن پيامبر - ص - توسط وى براى تجارت به سوى شام در سيرهها معروف است.
وقتى ابوسفيان، بدون اين كه اموال كاروان بدست مسلمانان بيفتد، از شام برگشت، زنان تاجر قريش همگى پيرامون وى حلقه زده و به محاسبۀ سود خود و آنچه به هر يك از آنان مىرسيد پرداختند. 3