94اويس از نقل كلام ابن جبير مبنى بر اين كه در روز بيست و هفتم ذيقعده دامن كسوه را بالا مىبرند، مىگويد:
«كلام ابن جبير با آنچه كه در زمان ما انجام مىدهند از دو جهت اختلاف دارد: نخست اين كه در زمان ما در روز بيست و پنجم ذيقعده بالا مىبرند. دوّم اين كه در روز بيست و هفتم ذيقعده كسوۀ كعبه را از بالاى در كعبه قطع مىكنند در حالى كه در كلام ابن جبير صحبت از قطع نيست بلكه صحبت از بالا بردن است.» 1همچنين تقى الدين فاسى دربارۀ مراسم پوشاندن كعبه در زمان خودش چنين گزارش مىدهد:
«در اين زمان از چهار سال به اين طرف، كسوۀ كعبه را در عيد قربان از منا نمىآورند بلكه امير حاج مصرى مىآيد و با او پرچمهايى است و طبلها و بوقها زده مىشود تا او داخل مسجدالحرام گردد آنگاه كسوۀ كعبه را از داخل بيت بيرون مىآورند و در صحن مسجد از قسمت يمانى پهن مىشود و كسوۀ هر قسمت مشخص مىگردد و ياران امير همراه با حاجبان كعبه، كسوه را بالا مىبرند تا كامل گردد بگونهاى كه گفتيم بر كعبه پوشانيده شود. علت اين كه كسوه را پيش از مراسم حج در داخل كعبه قرار مىدهند، اين است كه از سرقت محفوظ ماند چون پيش از اين از اقامتگاه امير حاج مصرى در منا، قسمتى از كسوه به سرقت رفته بود و امير مقدارى پول داده بود تا آن را برگردانند و لذا امراى بعدى موقع رفتن به موقف، كسوه را به داخل كعبه مىگذارند. در سال 818 كعبه در چهارم ذيحجه پوشانيده شد و تا نيمۀ بالاى كعبه آمده بود و در سال 819 مانند عادت قبلى كه ما ديدهايم در روز عيد قربان پوشانيده شد و در سال 820 و 821 در سوم ذيحجه اين كار انجام گرفت سپس در سال 825 باز در روز عيد قربان پوشانيده شد.» 2همانگونه كه گفتيم، عادت بر اين بود كه كسوۀ كعبه از طرف پادشاهان مصر تهيه مىشد و كسى حق نداشت پردهاى براى كعبه بفرستد تا اين كه در سال 848 شاهرخ ميرزا فرزند امير تيمور گوركان، پس از تلاش بسيار موفق شد كه پرده را از ايران بفرستد.
داستان از اين قرار بود كه چون شاهرخ ميرزا در سال 807 در خراسان به سلطنت رسيد، يكى از آرزوهاى او اين بود كه پردۀ كعبه را او تهيه كند ولى تهيه و ارسال كسوه در انحصار پادشاهان مصر بود. شاهرخ طى نامهاى به «الملك الاشرف» تقاضاهايى از او كرد كه مهمترين آنها اين بود كه اجازه دهد كسوۀ كعبه را او تهيه كند. سلطان مصر نپذيرفت و نامههاى متعددى ميان آنها ردّ و بدل شد و سرانجام در سال 843 «الملك الاشرف»