87موبدان موبد و اعيان برداشته شده بود. تلاشهايى محدود و ناموفق؛ به عنوان نمونه يزدگرد اول كوشيد قدرت روحانيان و اعيان را كاهش دهد. اين تصميم به بركنارى او انجاميد و يزدگرد بزهكار نام گرفت. قدرت بىمهار روحانيان زردشتى در تار و پود زندگى مردم رخنه كرده بود.
زندگى مردم چنان بود كه در شبكۀ پيچيده امور مذهبى، روحانيان به ناچار در تمامى امورشان دخالت مىنمودند، به قضاوت مىپرداختند. فهرستهاى نجومى ترتيب مىدادند و با رؤيت شعلۀ آتش مقدس از آينده خبر مىدادند. زندگى هر فرد به مراسم دقيق و كوچكى وابسته بود. در هر گامى كه برمىداشت ممكن بود ناپاك شود و مىبايست بلادرنگ ناپاكى را از وجود خود زايل كند و اين خود موجب مىگشت كه كاهنان دائماً در زندگى افراد و بويژه افراد ساده و عامى دخالت كنند. اين مداخلت و مراسم تطهير يا پادياب، مستلزم مخارجى بود كه بر دوش مردم قرار داشت و منبع درآمد و ثروت روحانيان به شمار مىرفت. 1انوشيروان به روشنى دريافته بود كه گسترش نهضت مزدك در ميان مردم ريشه در ستم و بهرهورى روحانيان و اعيان دارد. او هم نهضت را سركوب كرد كه قدرت پادشاهى آسيب نبيند و هم كوشيد ريشههاى عدم رضايت را از ميان بردارد. جالب است بدانيم كه قباد نيز چنين انديشهاى داشت. او نيز كوشيد با تكيه بر دهقانان و ترويج آيين مزدك، سررشته گسسته امور را خود در دست بگيرد. ليكن از آنجا كه در روزگار او دهقانان به عنوان يك طبقۀ اجتماعى نمىتوانستند به عنوان يك تكيهگاه مطلوب عمل كنند. قباد در برابر اتفاق روحانيان و اعيان شكست خورد.
انوشيروان پس از سركوب نهضت مزدك به سازماندهى دهقانان مىپردازد و از سوى ديگر قدرت موبدان موبد را كاهش مىدهد. كاهش قدرت روحانيون زردشتى و كاهش اقتدار اعيان، با توسعه موقعيت و قدرت دهقانان ميسّر مىشود. موقعيت دهقانان را در اين دوره با توجه به اطلاعاتى كه در داستان زندگى سلمان آمده است، مىتوان از چند جهت بررسى نمود:
الف: موقعيت اقتصادى
ب: موقعيت سياسى، حكومتى
ج: موقعيت دينى و فرهنگى
د: موقعيت نظامى