46
7 - حركت به جانب مشعر؛ مشعر نزد خداوند متعال، از درجۀ خاصّى برخوردار است، از اين جهت در قرآن با صفت حرام و احترام از آن ياد مىشود: «فاذا أفضتم من عرفات فاذكروا اللّٰه عند المشعر الحرام» 1چنانكه گاه منزل كردن در آن ديار، (بين الطلوعين) نزد يار، برترين ساعات شبانهروز است و آنچه خداوند در قرآن در اين مكان قدسى و در اين زمان مقدس خواسته است، ذكر خداست، با ياد خدا كسب شعور و كياست و فطانت و دقّت و ظرافت نمودن، سرايت دادن ايمان از دل به تمام اعضا و مشاعر، مشعر بما مىآموزد آنچه از عرفه برداشت كردهاى در اينجا به واسطۀ ياد خدا در دل رسوخ ده، و از دل به چشم و گوش و زبان و تمامى اعضا جارى كن تا كليۀ مشاعر، حيات دوبارهاى پيدا كنند و به اين وسيله از نردبان روح به سوى ملأ اعلى صعود كن: «و اصعد بروحك الى الملأ الأعلى بصعودك الى الجبل.» 2از اين رو، در اين سرزمين هم خداى را با اطمينان براى نيل به مقام قرب مىخواند: «و تقرب الى اللّٰه ذا ثقة بمزدلفة.» 38 - حركت به سوى منا؛ منا؛ يعنى رجاء، نيكا كه اين نامِ گويا، در هالهاى از نور نهفته است.
منا؛ يعنى سرزمين اميد، رحمت، مغفرت، فضل، كرامت، استجابت دعا، سعادت و خير دنيا و آخرت. و چرا چنين نباشد؟ ! عاشق از معشوق پس از وصل چه مىخواهد؟ ! توجه، تلطّف، عنايت، ادامه.
سالك، پس از گذشتن از عرفات و مشعر و رسيدن به مقام وصل، از مولى چه مىخواهد؟ آنچه را كه او به حق مستحق آن است؛ «و لا تتمنّ ما لا يحل لك و لا تستحقه.» 4از اين رو مىتوان گفت بهترين لذّتها در حجّ، لذت اميد بنده به خدا در منا است و شايد اين كه منا در ميان همۀ اعمال مدّتش بيشتر است، براى همين باشد كه اميد و رجاء بنده، نزد خدا، بهترين عبادات و بالاترين مقامات است.
9 - رمى جمرات؛ بندهاى كه به مقام قرب رسيده است؛ از آنچه بيمناك است او بايد كه بيمناك باشد، و آنچه بايد هميشه با آن در ستيز باشد، طاغوتهاست، طاغوت درون؛ يعنى نفس اماره و طاغوت برون، شياطين جنّى و شياطين انسى. سالك از قرآن آموخته است كه: