45معنا كه آنچه قبل از احرام براى محرم حلال نبود، اينك به واسطۀ احرام، و طواف، نماز، سعى بين صفا و مروه و تقصير، حلال شده است. تجلى نور خدا، نظر به عالم ملكوت، لياقت نيل به مراتب يقين و ديدۀ بصيرت، كه تماماً براى او حرام بود اينك حلال شده است؛ چرا كه حاجىِ سالك، صفات شيطانى خود را تقصير كرده است و مگر نه اين كه «لو لا ان الشياطين يحومون على قلوب بنى آدم لنظروا الى ملكوت السموات و الارض» ؛ 1اگر نبود آن كه شياطين بر دلهاى فرزندان آدم هجوم مىبرند، هر آينه ديدۀ آنان به ملكوت آسمانها و زمين، روشن مىگشت.»
6 - حركت به سوى عرفات؛ پس از توجه به نفس و تمايلات؛ اين بار توجه به خداوند، توجه به سرزمينى كه جاذبۀ ملكوتى سراسر آن را فرا گرفته است، شتافتن به سوى جذب، جذب كهربائى يار، از دلهاى بيقرار، جذب «وجودِ واقعى» «وجودْ نما» را، جذب عاشق معشوق را، و به عبارت رساتر جذب خدا بنده را، و حبذا بر اين جذبۀ شيرين «هنيئاً لأرباب النعيم نعيمهم.»
عرفه؛ يعنى اعتراف بندگان در پيشگاه حق «و اعترف بالخطايا بعرفات.» 2عرفه؛ يعنى كسب معرفت، معرفت مبدأ و معاد و تجديد عهد با توحيد «و جدد عهدك عند اللّٰه بوحدانيته» 3معرفت نبوت و ولايت، معرفت آفاق و انفس، معرفت ربط آنها با خدا، (ربط حادث با قديم) معرفت قيوميّت حق و فقر محض خلق، و به عبارت رساتر، معرفت به اين كه «ليس فى الدّار غيره ديّار.» 4عرفه؛ يعنى ديارى كه انسان سالك مىتواند با توجه و تضرع و دعا و توسل مخصوصاً به حضرت ولى عصر - عجل اللّٰه تعالى فرجه الشريف - كه در آن سرزمين حضور دارد و حاجيان همگى در محضر اويند به مرتبۀ بالاى يقين برسد.
عرفه؛ جايگاه صعود از «علم اليقين» به «عين اليقين» و از «عين اليقين» به «حق اليقين» است و آن كس كه در عرفات نتواند به معرفت آنچه گفته آمد، نائل شود، در حقيقت عرفات نرفته است؛ كسى كه از جاذبۀ خدا و نبوت و ولايت - كه سراسر آن سرزمين پاك را فرا گرفته است - بهرهاى نبرد، در حقيقت عرفات او رفع تكليفى بيش نبوده است و او از محدودۀ فقه به سوى قلمرو بيكران «فقهِ فقه» خارج نگشته است.