43دريده شدن حجابها و پس از آن آراسته شدن به زينت ذلت و مسكنت در مقابل حق، تواضع و حلم در مقابل خلق، و زهد و سخاوت و قناعت در برابر دنيا (مقام تخليه و تحليه) مىباشد و در آن حال است كه نور خدا در دل او جلوهگر مىشود (مقام تجليه) و راههاى سلامتى يكى پس از ديگرى براى او كشف مىگردد و از ظلمتها (ظلمت صفات رذيله، ظلمت نفس اماره، ظلمت متابعت از طاغوتهاى انسى و جنى، ظلمت هوا و هوس، ظلمت غم و اضطراب) به نور مطلق كشانده مىشود و مورد عنايت خاص خداوند واقع مىگردد كه خواه ناخواه به مقام لقاء و فناء كه همان انتهاى صراط مستقيم است مىرسد؛ «قد جاءكم من اللّٰه نور و كتاب مبين، يهدى به اللّٰه من اتبع رضوانه سبل السلام و يخرجهم من الظلمات الى النور باذنه و يهديهم الى صراط مستقيم.» 1
3 - نماز طواف؛ طواف كننده چون بواسطۀ طواف به مقام عبوديت مىرسد بايد نماز شكر به جاى آورد. و چون بواسطۀ رسيدن به مقام بندگى و تذلل، معراج براى او واجب مىشود، بايد به نماز بايستد، زيرا معراج مؤمن همان نماز است، چون نماز مكالمۀ بين بنده و خداست. و چون توسل به اهل بيت در هر حال يك امر ضرورى است، تشهد و سلامهاى اين نماز، به منزلۀ مكالمۀ بين عبد و اهلبيت - عليهم السلام - است و اين توسّل با بيعتى كه پس از اين نماز به وسيلۀ استلام حجر صورت مىپذيرد، ادامه و استمرار مىيابد. استلام حجرالاسود و بوسيدن آن به منزلۀ تجديد ميثاق و عهد با رسول گرامى اسلام است.
امام صادق - ع - نيز فرمودهاند كه در هنگام استلام حجر اين چنين گفته شود: «أمانتى أديتها و ميثاقى تعاهدته لتشهد لى بالموافاة» ؛ 2«امانتى را كه به گردن من بود (حجّ) ادا نمودم و پيمان خود را بر عهده گرفتم، تا تو در روز جزا بر وفادارى من گواه باشى.»
پس استلام حجر نيز يك ميثاق قلبى است كه جايگاه آن دلهاى حاجيان است و نيز تجسم خضوع در برابر عزت خداوند و نشانۀ رضايت به تقدير اوست «و استلم الحجر رضى بقسمته و خضوعاً لعزته.» 34 - سعى بين صفا و مروه؛ اين عمل خاطرۀ شيرينى است از پيامبر بزرگ خداوند كه پروردگار عالم در قرآن او را به خُلَّت پذيرفته است؛ «و اتخذ اللّٰه ابراهيم خليلاً» 4پيامبرى كه مقام عبوديت و تسليم او را پروردگار عالم امضا كرده است «اذ قال له ربه اسلم قال اسلمت