40مهمّتر از هر فضيلتى، ملكۀ خلوص و اخلاص در عمل است و در اين صورت است كه حجّ وى، حجّ ابراهيمى خواهد بود؛ «إنّى وجّهتُ وجهى للذى فطر السموات و الأرض حنيفاً و ما انا من المشركين» 1اگر حاجيان و سالكان در اين سفر عرفانى، نيّت خويش را خالص گردانند و هيچ يك از اغراض پست مادّى و دنيوى و حتى اغراض اخروى را در اين عمل شريف دخالت ندهند، بلكه توجه خود را يكسره به جانب ميزبان و «صاحب البيت» معطوف دارند و جز رضايت او را در نظر نياورند؛ «الا ابتغاء وجه ربه الاعلى» 2آنگاه محصول تلاش خود را در خشنودى دوست، نظاره خواهند كرد؛ «ولسوف يرضى» 3و چرا به اين خشنودى دست نيابند؟ كه رنگ خدا بهترين رنگهاست؛ «صبغة اللّٰه و من أحسن من اللّٰه صبغة.» 4
و البته اين متاع گرانبها بعد از گذر از ريشهكن نمودن رذيلتِ ريا و تظاهر، در مقام تخليه بوسيلۀ توجه به عواقت سوء و نتايج شوم اين رذيله است كه به چنگ حاجيان مىافتد، توجه به اين نكتۀ پر اهميت كه رنگ ريا و تظاهر، آدمى را تا سر حدّ شرك ساقط مىكند؛ «و لا تكونوا كالذين خرجوا من ديارهم بطراً و رئاء الناس و يصدون عن سبيل اللّٰه و اللّٰه بما يعملون محيط.» 5
سالك، پس از مقام تخليه و تحليه و مداومت و استمرار بر دو عنصر «عدالت» و «اخلاص» ، مىبايد به وسيلۀ رياضات دينيّه بويژه تداوم در تلاوت قرآن همراه با تفكّر در آن، دعا و تضرّع به درگاه خداوند متعال و توسل و توجه به پيشگاه اهل بيت - عليهم السلام - بالأخص مصداق حاضر ولايت محمديه، محوريت عالم امكان، ولى اللّٰه الاعظم - ارواح العالمين لتراب مقدمه الفداء - به مقام «تجليه» صعود كند.
* تجليه؛ و حقيقت اين مقام بالاتر از آن است كه در تصوّر هر كس آيد و اين مرتبتى است كه نصيب اوحدىّ از اولياى الهى مىشود. در اين مقام، قلب سالك به نور خدا منوّر مىشود؛ «و جعلنا له نورا يمشى به فى الناس» 6تا در اين سفر مبارك در سايهبان الطاف حق بتواند به مقام عبوديّت نائل گردد و بدين ترتيب ارزشها را از ضد ارزشها و ارزشمندان را از دون قيمتان و پاكان را از ناپاكان و خواستهاى تعالى بخش خدا را از خواهشهاى ذلت آفرين نفس و هوا و هوس، تميز دهد؛ «ان تتقوا اللّٰه يجعل لكم فرقاناً.» 7
تجلى انوار الهى با قلب سالك، نه آن مىكند كه در گفت و شنود آوريم، تنها بايد به آن