28اهميّت ميقات و احكام آن
ميقات از جمله مكانهايى است كه شعاع فيض ربّ، مستقيماً آن را تحت پوشش گرفته، همانگونه كه ماه حج در عداد زمانهايى است كه گذرگاه خاص نسيم رحمانى است.
امّا ارادۀ الهى نسبت به ميقات، كه در احكام آن تجلى يافته؛ عبارت از آن است كه بنده ابتدا به بريدن همۀ تعلّقات و جدا شدن از همۀ آنچه كه او را به مظاهر دنيايى توجه مىدهد، و حرام كردن هرچه غير خداست، خود را به ربّ و مدبّر خويش نزديك مىنمايد، و سپس با نيّت و آهنگ حج، لباس احرام بر اندام مىپوشاند و با آن، بديها را از حريم وجود خود، دور مىدارد.
آنگاه با سر دادن نداى «لبيك. . .» دعوت الهى و اذان ابراهيمى را پاسخ مىدهد.
اين سه حكم الهى كه در ميقات تحقق مىيابد و به نوبۀ خود از عاليترين فرائض حج است، جايگاه رفيع و مكانت منيع ميقات را مىنماياند.
واژۀ ميقات
واژۀ «ميقات» كه جلوهاى از كلام الهى در تجلّى بالغ حق؛ قرآن پروردگاريست، نشانگر زمانى مخصوص و بيانگر مكانى ويژه است. ميقات كه از ريشۀ لغوى «وقت» گرفته شده، در معانى و حقايق متعددى استعمال مىشود. اين كلمه وقتى در كتب لغت مورد بررسى قرار مىگيرد، اينگونه بازگو مىگردد كه ميقات در اصل «مِوْقٰات» بوده و واو به جهت مكسور بودنِ ميم، به ياء مبدل شده و ميقات گشته، و معناى لغوى آن مصدر وقت است؛ يعنى وقت داشتن.
اما مراد از «وقت داشتن» آن است كه بطور مسلّم «زمان» در يك عمل، نقش حتمى دارد و لزوماً بايد در يك مقطع زمانى خاص، فعل يا عملى صورت پذيرد؛ به عنوان مثال وقتى پروردگار عالم در قرآن مىفرمايد: «ان الصلاة كانت على المؤمنين كتابا موقوتا» 1به جهت آن است كه نماز ضرورتاً در زمان خاصى تحقق خواهد يافت.
كاربرد واژۀ ميقات در مكان، به خاطر قرابت مفهومى آن با زمان 2و يا به جهت كاربرد استعارهاى آن در مكان، به معناى لزوم امرى در مكان مشخص است. بنابراين اگر كلمۀ ميقات در مورد مسائل حج به كار مىرود؛ يعنى واجب است در مكان خاص عملى مثل احرام انجام پذيرد. همانطوريكه در خصوص نماز مىگوييم: واجب است در وقت مخصوص، نماز