21آدابى ديگر هم دارد، آن را در مناسك نوشتهاند.
بلى اهتمام تام به صدقه دادن داشته باشد، به اين معنا كه صحت خود را بخرد از خالق خود، به اين وجه صدقه.
التاسع اين كه: اعتمادش به كيسه خود وقوه و جوانى خود نباشد، بلكه در همه حال، بالنسبه به همه چيز بايد اعتماد او به صاحب بيت باشد. مقدمات بيش از اينهاست ليكن غرض تطويل در رساله نويسى نيست (در خانه اگر كس است، يك حرف بس است.)
بايد تأمل كند و بداند كه اين سفر جسمانى الى اللّٰه است و يك سفر ديگرى هم روحانى، الى الله بايد بكند.
به دنيا نيامده براى خوردن و آشاميدن، بلكه خلق شده از براى معرفت و تكميل نفس، آنهم سفر ديگرى است، كما اين كه در اين سفر حج، زاد و راحله و همسفر و امير حاج و دليل و خدام و غيره لازم دارد كه اگر هر كدام نباشد كار لنگ است و به منزل نخواهد رسيد بل به هلاكت خواهد افتاد، در آن سفر هم بعينه به اينها محتاج است والا قدم از قدم نخواهد برداشت واگر بدون اينها خيال كرده راه برود، قطعا رو به تركستان است. كعبه حقيقى نيست.
اما راحله او در اين سفر بدن اوست بايد به نحو اعتدال از خدمت آن مضايقه نكند و نه چنان سيرش بكند كه جلو او را نتواند بگيرد و ياغى و طاغى شود، نه چنان گرسنگى به آن بدهد كه ضعف بر او مستولى شود و از كار عبادت بازماند خير الامور اوسطها، افراط و تفريط آن مذموم است.
اما زاد او اعمال خارجيۀ اوست كه تعبير از آن به تقوا مىشود از فعل واجبات و ترك محرمات و مكروهات و اتيان به مستحبات واصل معناى تقوا پرهيز است كه اول درجه آن پرهيز از محرمات است وآخر درجه آن پرهيز از ماسوى اللّٰه - جلّ جلاله - و بينهما متوسطات.
فحاصل الكلام اين كه هر يك از ترك محرمات و اتيان به واجبات به منزله زادى است كه هر يك را درمنازل اخرويه احتياج افتد بدرجات الحاجه كه اگر همراه خود نياورده باشى مبتلا خواهى بود، نستجير باللّٰه من هذه البلوى العظيمه.
واما همسفر مؤمنين هستند كه به همت همديگر و اتحاد قلوب اين منازل بعيده را طيران خواهند نمود و اليه يشير قوله - عزّ - من قائل « تعاونوا على البرّ والتقوى.»