129شيخ محمد بن عبدالوهاب (1115 - 1206/1073 - 1792)
محمد بن عبدالوهاب بن سليمان بن على نجدى تميمى مكنّى به ابن عبدالوهاب، در تاريكترين ادوار تاريخ نجد در شهركى به نام عُيَيْنَه - نزديك رياض - در خانواده اهل علم متولد شد. او بنيانگذار يك فرقۀ مذهبى حنبلى است كه مخالفانش پيروان او را مُدَيِّنه - يعنى دين سازان - يا وهابيّه خواندند ولى خود شيخ نام هم مسلكان خويش را اهل توحيد و موحدين گذاشت. پدرش شيخ عبدالوهاب عالمى نيكنام بود و در عيينه امور شرعى و قضايى و تدريس را برعهده داشت. او شخصاً تعليم و تربيت محمّد را زير نظر گرفت و محمّد كه هوش و استعداد بسيار داشت هنوز ده ساله نشده بود كه تمامى قرآن و بسيارى از احاديث صحاح سته را از بر كرد و وقتى بيست ساله شد تمامى علوم شرعى و ادبى رايج در نجد را فراگرفته بود. در آن موقع توجهش به محيط وحشى و عقايد جاهلى و بدوى اعراب درندهخوى خونخوار عُينيه و ساير بلاد نجد جلب شد و معتقد گرديد كه معتقدات عراب حجاز ازاسلام به دور و پستترين نوع بتپرستى و خرافهگرايى است. پس تصميم جدّى به مبارزۀ مسلّحانه و بىامان با بعضى رسوم و كارهاى رايج در بلاد اسلامى گرفت. او ساختن بقعه وگبند بر مزارات و پا گرفتن و گچكارى و سنگانداختن بر قبور و ايستادن و زيارت خواندن در مقابر و سفرهاى زيارتى - غير از سفر مكه و مدينه و بيتالمقدس 1- و استعمال دخانيات و سينهزنى و قمهزنى و زنجيرزنى. . . و بطور كلى هر رسم و عادتى كه به تشخيص وى در عهد رسولالله و سلف صالح نبوده، بدعت و حرام و مرتكب آن را واجبالقتل دانست و فتوا داد كه براى محو اين عادات و رسوم بايد شمشير به دست گرفت و جهاد كرد.
رؤساى قبايل و شيوخ و علماى نجد - از جمله برادر شيخ محمد كه شيخ سليمان نام داشت - با او به مخالفت پرداختند و كار را چنان بر او تنگ كردند كه مجبور شد زادگاه خويش را ترك كند و به «حُرَيْمِلاء» برود (1139/1726) ولى در حريملاء هم كسى گوش به حرف او نداد و ناگزير شد به حجاز سفر كند. در مكّه حج را به سنّت حنابلۀ سلفى ادا كرد و در مدينه چندى در حوزۀ درس عبداللّه بن ابراهيم بن سيف نجدى و محمد حيات سِنْدى حضور مىيافت. بعد از راه شام به نجد بازآمد و سپس به بصره رفت. بصريان كه سخنان شيخ را مخالف معتقدات خود ديدند، بر او شوريدند و او را مجبور ساختند با پاى برهنه و شكم گرسنه