87در اختيار داشت. 1يونس بن بكير گفته است كه عبدالمطلب هنگام حفر زمزم اين اشعار را مىخواند: اللهم أنت الملكُ المحمودربى أنت المبدئ والمعيد
اجعله ربِّ لى فلا أعود 2
زمزم و ايرانيان
مسعودى در زمينۀ پيشينۀ تاريخى زمزم قبل از اسلام اين چنين نوشته است:
ايرانيان قديم به احترام خانۀ كعبه و جدشان ابراهيم - عليهالسلام - و هم توسل به هدايت او و رعايت نسب خويش به زيارت بيتالحرام مىرفتند و بر آن طواف مىبردند. آخرين كس از ايشان كه به حج رفت، ساسان پسر بابك جدّ اردشير بابكان سرملوك ساسانى بود. ساسان پدر اين سلسله بود كه عنوان از انتساب او دارند (چون ملوك مروانى كه انتساب از مروان دارند و خليفگان عباسى كه نسبت به عباس بن عبدالمطلب مىبرند) و چون ساسان به زيارت خانه رفتى طواف بردى و بر چاه اسماعيل زمزمه كردى. گويند به سبب زمزمهاى كه او و ديگر ايرانيان بر سر چاه مىكردهاند 3آن را زمزم گفتهاند و اين نام معلوم مىدارد كه زمزمۀ ايشان بر سر چاه مكرر و بسيار بوده است.
يك شاعر قديمى در اين زمينه گويد:
ايرانيان از روزگاران قديم بر سر زمزم، زمزمه مىكردهاند، يكى از شاعران ايرانى پس از ظهور اسلام نيز به اين موضوع باليده، ضمن قصيدهاى گويد:
«و ما از قديم پيوسته به حج خانه مىآمديم و همديگر را در ابطح به حال ايمنى ديدار مىكرديم و ساسان پسر بابك همى راه پيمود تا به خانۀ كهن رسيد كه از روى ديندارى طواف كند. طواف كرد و به نزد چاه اسماعيل كه آبخوران را سيراب مىكند زمزمه كرد» .
ايرانيان در آغاز روزگار، مال و گوهر و شمشير و طلاى بسيار به كعبه هديه مىكردند.
همين ساسان پسر بابك دو آهوى طلا و جواهر با چند شمشير و طلاى فراوان هديۀ كعبه كرد