54وى انديشه اصلاحى خويش را با دستورى مبنى بر اجراى اصول پنجگانۀ اسلام، بدون كم و كاست، آغاز كرد. براى تهيه و تدارك مقدّمات پرستش به ابو اسحاق ساحلى، معمار مسلمان، دستور داد كه چند مسجد بسازد؛ بزرگترين اين مساجد مسجد جمعه در شهر تيمباكتو بود؛ جايى كه ساحلى در آن مستقر بود و در همانجا در سال 1346 درگذشت. ساحلى همچنين قصرى براى منسا موسى ساخت كه توسط يكى از منابع خبرى ابن خلدون، اينگونه توصيف شده است: ساختمانى گِرد داراى گنبدى با طرحهاى رنگى كه موجب شده است ساختمانى بسيار ظريف جلوه كند. اين موضوع پذيرفته شده، كه سبك معمارى الساحلى، در معمارى آفريقاى غربى، اثر خود را گذاشته است.
منسا موسى همچنين با فرستادن شاگردانى از مالى جهت آموزش به فاس (zaF) آموزش اسلامى را گسترش داد. بويژه آن كه اين شيوه توسط بعضى از جانشينان وى نيز ادامه پيدا كرد. وى همچنين زيربناى شهر تيمباكتو را بدان گونه كه بعدها مركز تجارت و آموزش در غرب آفريقا - نه به خاطر داشتن مسجد جمعه بلكه به علّت برخوردارى از انديشمندان، جالب توجّه شد - پىريزى كرد.
بنابراين على رغم آنكه حج پرخرج و بىسابقۀ منسا موسى، باعث تنگدستى غير لازم در كشورش گرديد، موجب شد كه وى به عنوان بزرگترين حاكمى مطرح شود كه توفيق پيدا كرد امنيت و نظم در كشور مالى ايجاد كند. گسترش تجارت و بازرگانى، خلوصگرايى و تقويت اسلام و ايجاد فضاى اسلامى و در نهايت ايجاد شهرت براى كشور مالى، بدانگونه كه در اروپا و در تمام جهان اسلام شناخته شود؛ نيز از رهآوردهاى سفر حج او بود. هنگام مرگ وى، امپراطورى مالى از غرب تا به گامبيا (Gambia) و تاكرر (Takrar) ؛ از شرق گائو (Guo) و تادمكا (Tadmekka) و از شمال به ساحل (Sahel) و والتا (Walata) و در جنوب تا شمال نيجر گسترش پيدا كرده بود. روزگار وى در واقع دوران طلايى بود. شگفتانگيز نيست كه بعد از مرگ وى در سال 1337 ميلادى، نام وى همچنان در يادها ماند و تا قرنها زندهنام گشت. . .» 1.
همانگونه كه بوهن در گزارش خود آورده، منسا موسى به خاطر مخارج فراوان بين راه در مصر، مجبور به وام گرفتن شد. اين موضوع را قلقشندى نيز در كتاب خود آورده است.
قلقشندى افزون بر مطلب ياد شده، از تلاش منسا موسى براى يادگيرى احكام اسلامى در مصر نام مىبرد. وى حتّى بعضى از عادات متداول در كشورش را نزد علماى مصر بيان مىكرد