53سوى مصر حركت كرد كه در جولاى 1324 به آن شهر وارد شد. آنان سه ماه تمام در مصر توقّف كردند و آنگاه در سپتامبر 1324 به سوى مكّه روان شدند. در مكّه چهار ماه توقّف كردند و سپس به مصر بازگشتند و از طريق گادامس (Ghadames) و تيمباكتو (Timbuctu) راهى نيانى شدند.
در هر صورت، وى طلاى فراوانى به همراه خود برده بود. منسا موسى در مصر و مكّه نسبت به حاكمان، درباريان و اعيان، بسيار گشاده دستى به خرج داد. وى همچنين براى خود خريد بسيارى انجام داد، بگونهاى كه پولش به اتمام رسيد و در نتيجه مجبور شد با ربح بالايى پول قرض كند. العمرى كه يازده سال بعد از مسافرت منسا موسى مصر را ديد، نوشته است:
منسا موسى هيچ امير يا دارندۀ پست و مقامى در دربار پادشاه مصر را بدون برخوردارى از محمولۀ طلا رها نكرد. وى و همراهان آن قدر طلا مصرف كردند كه بازار آن در مصر كساد شد و قيمتش تنزّل كرد.
در هر حال؛ توجه برانگيزترين بخش اين حج پرخرج، اثرى بود كه بر شخصيّت منسا موسى و حكومتش داشت نخستين و مشهورترين اثر آن، شهرت فراوانى بود كه به مالى داد؛ امپراطورى براى اولين بار، در نقشۀ اروپايى (Mappa mudi) و يا نقشۀ جهان كه توسط انجلنى دولسرت (Angelino dolcert) در سال 1339 و دقيقاً دو سال پس از مرگ منسا موسى، تهيّه شده بود، ظاهر گرديد و در نقشههاى بعدى با تفصيل و شرح زيادى مطرح گشت.
دوّمين اثر حج مزبور، آن بود كه تجارت بين مصر و مالى گسترش پيدا كرد. طبق گفتۀ ابن خلدون، بعداز حج منسا موسى، رفت و آمد تجّار مصر به مالى افزايش يافت. منسا موسى و همراهانش زمانى كه در مصر بودند، به خريد انواع گوناگون كالا دست يازيدند و تجارت همان قبيل اجناس بعد از برگشت منسا موسى به وطنش ادامه يافت.
منسا موسى خود نيز آكنده از انديشه و تصميم بر پاكسازى و خالص گرايى اسلام؛ تقويت اسلام؛ پيشبرد آموزش و شناساندن پارهاى از آنچه كه در سفرش ديده بود؛ به مالى برگشت. وى براى شناساندن اسلام گروهى از علما، مبلّغان و متخصّصان حرفههاى مختلف را با خود آورد؛ نظير ابو اسحاق ساحلى شاعر، دانشمند و معمار اسپانيايى المعمّر؛ مبلغ اسماعيلى - كه وى را هنگام برگشت در گادامس (Ghadames) ديده بود - و چهار شريف (سيّد) از خاندان پيامبر از مكّه، تا مردم با ديدن آنان خوشنود و سرزمين مالى به قدم آنان متبرّك شود.