39كه با او كردند، به بىاساس بودن ادعاهاى وى پىبرده، او را تكفير نمودند. او به خاطر همين عقايد انحرافى به زندان افتاد و در سال 728 در قلعهاى در دمشق از دنيا رفت. 1علماى مذاهب، حتّى حنبلىها از ابن تيميه - كه خود را حنبلى مىدانست - روى برگردانيدند و او را گمراه دانستند؛ مثلاً «يافعى» دربارۀ او گفت:
«ابن تيميه مسائل غريبى آورد كه بر او انكار كردند و از قبيحترين سخنان او اين كه او از زيارت قبر پيامبر نهى كرد.» 2ابن حجر عسقلانى نوشت:
«فقيه مالكى به كفر او حكم داد و در دمشق اعلام شد كه هر كس عقيدۀ ابن تيميه را داشته باشد، خون و مال او حلال است.» 3البته در اينجا قصد نداريم داوريهاى علماى اسلام را دربارۀ ابن تيميه نقل كنيم؛ چرا كه در چنين حالتى از هدف اصلى دور مىافتيم و آنچه آوردهايم، براى نمونه است.
هرچند پس از مرگ ابن تيميه، بعضى از شاگردانش مانند ابن قيم الجوزيه و ابن كثير شامى دنباله حرفهاى او را گرفتند، اما بهرحال سخنان و عقايد آنان در جامعه اسلامى، جا نيفتاد و به بوتۀ فراموشى سپرده شد تا اين كه در اوائل قرن سيزدهم، محمد بن عبدالوهاب از سرزمين حجاز حرفهاى فراموش شدۀ ابن تيميه را تكرار كرد و پيروانى چند يافت كه به «وهابىها» شهرت يافته، حاكمان حجاز نيز از آنها حمايت كردند و جز خود، همۀ مسلمانان را مشرك و گمراه مىدانند!
يكى از مطالب عمدۀ ابن تيميه و وهابىها اين است كه آنها سفر براى زيارت قبور، حتى زيارت قبر پيامبر اسلام را، نامشروع بلكه مساوى با شرك مىدانند.
ابن تيميه مىگويد:
«در صحيح بخارى و صحيح مسلم نقل شده كه پيامبر فرمود: «لا تشدّ الرحال الا الى ثلاثة؛ المسجدالحرام و المسجدالأقصى و مسجدى هذا» ؛ «بار سفر بسته نشود مگر براى سه جا: مسجدالحرام، مسجدالأقصى و اين مسجد من.»
اگر كسى براى سفر به قبر حضرت ابراهيم و يا قبر پيامبر اسلام نذر كند، وفا به اين نذر واجب نيست؛ زيرا از سفر كردن به اين محلها نهى شده است. 4همچنين ابن تيميه در منهاجالسنه، با وارد ساختن تهمتهاى ناروا به شيعه، از اين كه شيعيان قبر پيامبر و اولياى خدا را زيارت مىكنند، آنها را به يهود و نصارى تشبيه مىكند و