71كرده كه حضور ملائكه را در بدر تشريح كرده است. 1رسول خدا ص - خود نيز شركت فعّالى در جنگ بدر داشت. از امام على ع - نقل شده كه فرمود: در روز بدر، آنگاه كه كارزار سخت مىشد، ما به رسول خدا ص - پناه مىآورديم و آن حضرت خود سخت در كارزار شركت داشته و كسى نزديكتر از او به مشركان نبود. 2
رسول خدا - ص - پيش از جنگ از مسلمانان خواستند تا از كشتن افرادى كه به نحوى در رخدادهاى مكه به او كمك كرده و يا به زور به بدر آمده بودند صرفنظر كنند، بنىهاشم در شمار اين افراد بودند. 3يكى از آنان ابوالبخترى بود كه زمانى مانع آزار رسول خدا - ص - شده بود 4؛ با اين حال گويا قاتل وى او را نشناخته و به قتل رساند.
همچنين رسول خدا - ص - از قتل حارثبنعمربن نوفل نهى كرده بود، چون به اكراه به اين جنگ آمده بود. او نيز كشته شد. 5
رسول خدا - ص - در انتظار خبر قتل ابوجهل بود. زمانى كه خبر قتل وى را آوردند، فرمود: اين خبر از داشتن شتران سرخ موى براى او نيكوتر است. كشته شدن ابوجهل كه رسول خدا ص - او را «فرعون امت» و «رأس ائمة الكفر» ناميده بود، آن مقدار اهميت داشت كه رسول خدا - ص - گفت: خدايا وعدۀ خود را محقق ساختى. 6كشته شدن ابوجهل در همان جنگ نيز بدان معنا بود كه همه چيز تمام شده است. 7آن حضرت از خداوند خواست تا نَوْفل ابن خويلد را نيز از ميان بردارد. زمانى كه به دست يكى از انصار به اسارت در آمد، على - ع - به سراغش رفته او را به هلاكت رساند؛ آنگاه رسول خدا ص - بخاطر اجابت دعايش خداى را سپاس گفت. 8
با كشته شدن سران قريش، و سر جمع هفتاد كشته و همين تعداد اسير، سپاه مكه روى به شكست نهاده و متفرق گرديد. در واقع، تا