67آنها را كه «عقاب» مىناميدند، على - ع - حمل مىكرد، و ديگرى را شخصى از انصار. 1نقل ديگرى مىگويد: معروف آن است كه در بدر، لواء مهاجرين در دست علىبنابىطالب بوده است. 2سپاه رسول خدا - ص - پشت به آفتاب و در برابر مغرب بودند و قريش ناچار در برابر، رو در روى آفتاب و مشرق.
در جريان منظم كردن صفوف، آن حضرت چوبدستى خود را بر شكم سوّادبنغزيّه زد. او از درد گله كرد و رسول خدا ص - از او خواست كه قصاص كند. حضرت پيراهن بالا زد و سواد به جاى قصاص، شكم رسول خدا ص - را بوسه زد. 3روايتى حكايت از آن دارد كه ابوبكر بر ميمنه بود و ديگرى بر ميسره و در سپاه مشركان نيز. . . ؛ واقدى تصريح مىكند كه نه در سپاه اسلام و نه مشركان كسى بر ميمنه و ميسره نبود؛ 4و بايد دانست كه اين گونه اخبار مجهول براى فضايل اشخاص، بويژه فرد ذكر شده، در سيره فراوان است. پيامبر، در صبحگاه روز بدر، ضمن خطابهاى، مسلمانان را به پيروى از حق دعوت كردند و صبر را در اين قبيل دشواريها، كليد نجات و وسيلهاى شناساندند كه خداوند به كمك آن غم واندوه را از انسان دور مىكند.
پس از آن نيز با ديدن طليعۀ سپاه دشمن، از خداوند خواستند تا نصرتى را كه وعده كرده بود، فرود آورد. 5
از برخى اشارات تاريخى چنين به دست مىآيد كه قريش در پى آن بود، تا ماجراى سريّه عبداللهبنجحش را در نَخْله جبران كند! در عين حال گذشت كه اصولاً قريش طالب جنگ نبوده وحتى ابوجهل نظرش آن بود كه براى تهديد عرب تا منطقۀ بدر بيايند. مشكل ديگر قريش اين بود كه بالاخره بايد جلوى حملات مسلمانان را به كاروانهاى تجارتى خود مىگرفت. لذا وقتى ابوسفيان خبر داد كه كاروان نجات يافته باز گرديد. آنان گفتند: ما محمد و عدهاى صَبَائى كه در اطراف