63نكتۀ ديگر آن بود كه رسول خدا ص - روزۀ خويش را افطار كرد اما عدهاى نپذيرفتند تا آن كه منادى آن حضرت اعلام كرد: اى سرپيچى كنندگان (العصاة) افطار كنيد. گفته شده كه اين تعبير بدان دليل بود كه پيش از آن نيز از آنان خواسته بود اما افطار نكرده بودند! 1اين نقل براى شناخت روحيات اصحاب رسول خدا ص - حكايت جالبى است.
در حال حركت به سمت بدر، خبر رسيد كه سپاه قريش عازم آن منطقه است؛ مسلمانان هنوز خبر دور شدن كاروان را نداشتند با اين حال با رسيدن اين خبر، اوضاع بكلى دگرگون شد. سپاه مسلمانان خود را براى حمله به كاروان آماده كرده بود؛ آيا اكنون مىتوانست در برابر يك لشكر مسلح كه بيش از سه برابر آنهاست بايستد؟ در برخورد با كاروان جنگ و قتال جدى در كار نبود، اما اكنون يك جنگ تمام عيار درپيش رو بود. رسول خدا ص - مصمم بود تا از همراهان بپرسد كه آيا حاضرند در اين شرايط در برابر قريش بايستند يا نه؟ واقدى مىگويد كه ابوبكر برخاست و سخن گفت و نيكو گفت ( و كسى نقل نكرده كه او چه گفت) 2آنگاه عمر برخاست و گفت: اى رسول خدا! اين قريش است، از آن روزگارى كه عزيز شده ذليل نگشته، همانگونه كه از زمانى كه كافر شده ايمان نياورده، و به خدا هرگز عزتش را از دست نمىدهد و با شدت، با تو خواهد جنگيد وتو بايد خود را برابر آنان آماده سازى! اين سخنان كه به همين صورت واقدى و ديگران نقل كردهاند 3بوى تهديد وترس نيز مىدهد. شايد به همين دليل ابناسحاق به اين تعبير اكتفا كرده كه «فقال و أحسن» ! 4پس از آن مقدادبنعمرو بر خاست و گفت: براى انجام فرمان الهى حركت كن، ما همراه تو هستيم؛ ما همانند بنىاسرائيل به تو نمىگوييم: تو و خدايت برويد بجنگيد ما همين جا نشستهايم! 5بلكه مىگوييم: تو و خدايت برويد، جنگ كنيد، مانيز همراه شما هستيم. 6