93و بيت) بوده و سپس نزد ما براى شهر (بيت المقدس) عَلَمْ گشته است.
ما در اين مبحث از ذكر تاريخ مكه جز آنچه كه به تاريخ اسلام و روزگار ولادت رسول خدا - ص - مرتبط است مقصودى نداريم و مسائل قبل از آن مورد نظر ما نيست و لذا براى كسانى كه مىخواهند نسبت به آن دوران، آگاهى بيشترى يابند لازم است كه به كتب ديگرى مراجعه كنند.
در قرآن كريم بگونهاى كه مىدانيم 1و به شكل ديگرى كه جز حرف اول آن يعنى ميم (م) تفاوتى با آن ندارد آمده است. در اين كلمه، حرف «باء» بجاى «ميم» نشسته است و «بكّه» بجاى «مكّه» آمده است 2در حقيقت آن دو، يك نام هستند و اين تفاوت (ظاهرى) در معنا و مفهوم نبوده و لهجهاى از لهجههاى قبايل عرب است كه باء بجاى ميم قرار داده شده و در عوضِ آن تلفظ مىشود. 3در لهجههاى عرب، نمونههاى فراوانى از اين قبيل؛ از جمله در بين لهجههاى اعراب جنوبى، وجود دارد كه در عصر حاضر آن لهجهها را شناخته و در نقاط مختلف كشورهاى عربى مىبينيم.
در قرآن كريم مكّه «ام القرى» 4و «قريه» نيز خوانده شده است 5و همراه با «طائف» در سورۀ زخرف قرين گشته است. (وَ قٰالُوا لُولا نُزِّلَ هٰذَا القُرْآنَ عَلىٰ رَجُلٍ مِنَ الْقَريَتَيْنِ عَظيٖمْ) 6مفسّرين گويند كه منظور از «قرتين» در اين آيه مكه و طائف است.
ساكنين مكه هنگام ظهور اسلام نسب خود را به قريش بازمىگرداندند، اين امر بدان معنا است كه اكثر ساكنين مكه به اين نسب منسوب بودند؛ بطورى كه مردم اين دوران در انتساب خود به جدّ اعلايشان افتخار و مباهات مىكردند و در اين مسأله «اهل وبر» و «اهل مدر» 7مساوى بودند.
در قرن ششم ميلادى حكومت مكه در دست قريش بود كه آن را از افرادى كه قبل از خود بر آن مسلط و به نام خزاعه معروف بودند، خارج