72در نقلى آمده كه وليد بن مغيره نزد رسول خدا - ص - آمد و گفت: بر من آياتى بخوان؛ آن حضرت چنين خواند:
«إن اللّه يأمر بالعدل و الإحسان و ايتاء ذىالقربى و ينهى عن الفحشاء و المنكر و البغى يعظكم لعلكم تذكّرون» . 1
او گفت: باز بخوان. و آن حضرت آيات را تكرار كرد. وليد گفت: چه قدر شيرين است؛ اين نمىتواند سخن انسان باشد. 2آنان همگى با شعر آشنا بودند و احساس مىكردند كه سخن قرآن، شعر نيست ربطى به سحر و كهانت هم ندارد، آيات قرآن از سنخ ديگرى است. با اين همه نمىتوانستند رسالت رسول خدا - ص - را تحمل كنند و لذا به تناقضگويى مىافتادند.
اين نقل شهرت بسيارى دارد كه جمعى از سران قريش برخى شبها نزديك خانه رسول خدا - ص - مىآمدند تا از نواى دلنشين آن حضرت در حين تلاوت آيات لذّت برند. 3عتبة بن ربيعه نيز كه از مخالفان جدى رسول خدا - ص - بود اعتراف مىكرد كه آيات قرآن شعر و سحر نيست. 4به احتمال چند آيه از سورۀ «الذاريات» كه فرمود:
«سوگند به آسمان كه آراسته به ستارگان است، كه شما گونهگون سخن مىگوييد از حق [يا قرآن] منصرف گردد آن كه منصرفش خواستهاند، مرگ باد بر آن دروغگويان» ، 5
دربارۀ همين تشويش خاطر آنها و سخنان متناقضى است كه دربارۀ قرآن گفتهاند. در اينجا بىمناسبت نيست اشاره كنيم كه در آياتى از سورۀ مدثر، والضحى و نيز همين آيات سورۀ «الذاريات» و بسيارى ديگر، سوگند به پديدههاى طبيعى بسيار زيبايى چونان طلوع فجر و آسمان پرستاره است كه از لحاظ ادبى، بسيار نيكو و قابل توجه و جذاب است، آمده است.
تأثير تاريخى نزول تدريجى قرآن