40بنظر مىرسد كه اين استدلال ناقص باشد؛ زيرا اولاً معلوم نيست كه اين روايات مربوط به مسألۀ مورد نظر باشد، به احتمال قوى اين روايات در مورد حلال و حرام بودن جنگ در مكه است كه پيامبر از حرام بودن آن تا روز قيامت خبر مىدهد و تنها ساعتى از روز را استثنا مىكند كه خود با سپاهش وارد مكه شدند. و ثانياً اگر حلّيتى باشد، تنها در ساعتى از روز؛ آنهم براى پيامبر بوده، و بنابر اين مضمون اين روايات از باب: «قضيةٌ فى واقعة» است و نبايد آن را به عموم سريان داد؛ بخصوص اين كه خود پيامبر در اين روايات تصريح مىكند كه براى كسى پس از من حلال نشده است.
بنابر اين نمىتوان با اين روايات به مورد استثنا استدلال كرد، فقط مىتوان از باب «عسر و حرج» وارد شد و اين كه اگر سربازان اسلامى ملزم به احرام بستن و انجام مناسك حج باشند، كارآيى لازم را در جنگ با دشمن از دست مىدهند و از اين جهت بگوييم كه براى آنها احرام بستن لازم نيست.
ج - كسى كه بطور مكرر به حرم رفت و آمد دارد؛
افرادى كه شغل آنها بگونهاى است كه بطور مكرر وارد مكه شده از آن خارج مىشوند؛ مانند كسى كه از خارج حرم هيزم و بوته جمع مىكند و در داخل شهر مكه به فروش مىرساند، لازم نيست كه براى هر بار ورود به مكه احرام ببندد. 1مستند اين فتوا روايت زير است:
عن رفاعة بن موسى قال: «و قال أبو عبدالله - عليه السلام -: ان الحطابة و المجتلبة اتوا النبى - ص - فسألوه فاذن لهم أن يدخلوا حلالا.» 2«هيزم جمعكنها و كسانى كه كالا حمل مىكنند، خدمت پيامبر آمده از آن حضرت درخواست نمودند كه بدون احرام وارد مكه شوند و آن حضرت به آنها اجازه داد.»
به گفتۀ صاحب جواهر: ظاهر اين است كه ذكر «حطابه» و «مجتلبه» به عنوان مثال است و اين حكم شامل تمام كسانى است كه به